پارت⁸ •sad rose•
پارت⁸ •sad rose•
«ویو جونگکوک»
وارد اتاق تهی شدم دیدم گوشیش دستشه و سرش پایینه. رفتم سمتش و سرمو خم کردم تا چهرشو ببینم، دیدم داره هیتارو میخونه و بیصدا گریه میکنه
جونگکوک:پرنسس من چرا داره گریه میکنه؟هااا؟!
تا صدامو شنید گوشیشو خاموش کرد و سریع اشکاشو پاک کرد و با صدایی گرفته گفت.
تهی:نه من که گریه نمیکنم
جونگکوک:مطمئنی؟
تهی:جونگکوکا هیچکس منو نمیخواد همه از من بدشون میاد..... آخه چرااا؟«گریه»
جونگکوک: کی گفته کسی تورو دوست نداره؟! من عاشقتم قشنگم
تهی: جونگکوکاا میشه بغلم کنی؟!«خیلی مظلوم»
تهی رو بغل کردم و موهاشو ناز میکردم و تو گوشش زمزمه میکردم..
جونگکوک: من همیشه پیشتم، هیچوقت تنهات نمیزارم،چشام فقط تورو میبینه، هیچوقت از پیشت نمیرم وقتی میرم که مرده باشم عزیزم...
دیدم تهی نفساش منظم شد و فهمیدم که خوابیده
درازش کردم رو تخت، پتو رو روش انداختم و پیشونیشو بوسیدم
جونگکوک: تهی خیلی دوست دارم
___
جین: آهههه مُردم خسته شدممممم، تهیونگ میمردی تو بری خرید آییی پاممم
تهیونگ: دستت طلا جین هیونگ حالا برو غذا درست کن تا بخوریم خواهر قشنگم گرسنشه و مـ....... آیییییی دماغمممممممم بی نزاکت(جین دمپایی هاشو پرت کرد تو صورت تهیونگ)
جین: تا تو باشی حرف اضافه نزنی
«ویو جونگکوک»
وارد اتاق تهی شدم دیدم گوشیش دستشه و سرش پایینه. رفتم سمتش و سرمو خم کردم تا چهرشو ببینم، دیدم داره هیتارو میخونه و بیصدا گریه میکنه
جونگکوک:پرنسس من چرا داره گریه میکنه؟هااا؟!
تا صدامو شنید گوشیشو خاموش کرد و سریع اشکاشو پاک کرد و با صدایی گرفته گفت.
تهی:نه من که گریه نمیکنم
جونگکوک:مطمئنی؟
تهی:جونگکوکا هیچکس منو نمیخواد همه از من بدشون میاد..... آخه چرااا؟«گریه»
جونگکوک: کی گفته کسی تورو دوست نداره؟! من عاشقتم قشنگم
تهی: جونگکوکاا میشه بغلم کنی؟!«خیلی مظلوم»
تهی رو بغل کردم و موهاشو ناز میکردم و تو گوشش زمزمه میکردم..
جونگکوک: من همیشه پیشتم، هیچوقت تنهات نمیزارم،چشام فقط تورو میبینه، هیچوقت از پیشت نمیرم وقتی میرم که مرده باشم عزیزم...
دیدم تهی نفساش منظم شد و فهمیدم که خوابیده
درازش کردم رو تخت، پتو رو روش انداختم و پیشونیشو بوسیدم
جونگکوک: تهی خیلی دوست دارم
___
جین: آهههه مُردم خسته شدممممم، تهیونگ میمردی تو بری خرید آییی پاممم
تهیونگ: دستت طلا جین هیونگ حالا برو غذا درست کن تا بخوریم خواهر قشنگم گرسنشه و مـ....... آیییییی دماغمممممممم بی نزاکت(جین دمپایی هاشو پرت کرد تو صورت تهیونگ)
جین: تا تو باشی حرف اضافه نزنی
- ۱۲۲
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط