بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
دروغ میگویند و هدفشان بی غیرت، بیتفاوت، تسلیم و ذلیل کردن مردمان میباشد!
نمیتوان ونبایدراجع به انسان، مواضع، اندیشه و عملکردش، با انشاء و جمله سازی نظر داد.
سخن از انسان بزرگ و یا بزرگی کرامت انسان است، لذا نمی توان و نباید آن را با یک تعریف کوتاه، تک بُعدی و چه بسا نادرست و یا دستکم نارسا، بیان داشت!
سپس سخن از دشمن و چگونگی مواضع در مقابل اوست - و پس از آن نوبت به انتقام میرسد وانتقام وقتی معنا و مصداق دارد که در پاسخ به ضربۀ دشمن باشد.
حال فرض کنید که دشمن مقابل شما بسیج شده و صفآرایی کرده،اما هنوز اقدامی نکرده است، شما چه انتقامی میتوانید بگیرید؟ انتقامش این است که در مقابلش بسیج شده و صف آرایی نمایید؛ و یا در گام نخست، علیه شما جوّسازی میکند و در گام بعدی تحریم کرده است، اینجا انتقام به چه شکلی می تواند باشد؟ باید ضد تبلیغش را خنثی نمود و چهره اش را نشان داد و تحریمش را بیاثر کرد.
اما، آیا اگر دشمن ضربه زد و طرف مقابل، اولین اندیشهاش انتقام نبود، انسان بزرگی می شود؟! این تعریف و توصیف، چه مبنایی دارد؟!
چه کسی در برابر دشمن، اولین اندیشه اش انتقام از او به این معنایی که متصور است میباشد، درحالی که همیشه در رویایی با دشمن، اولین اندیشه، مقاومت، مقابله و دور کردن دشمن و دفع دشمنی اوست.
الف)- تا کسی دوست را نشناسد، هرگز دشمن را نخواهد شناخت - تا کسی نفع را نشناسد، هرگز ضرر را نخواهد شناخت - و تا کسی خیر را نشناسد، هرگز شرّ را نخواهد شناخت.
ب)- اما، اکتفای به دوست، یا نفع، یا خیر شناسی، برای رویا رویی با دشمن کفایت نمیکند، بلکه دشمن را نیز باید شناخت.
ج)- دردوست شناسی و دشمن شناسی نیز نمی توان و نباید به شناخت شناسنامه ای بسنده نمود، مانند کسی که بگوید: من ولایت الله جلّ جلاله را برگزیدم و شیطان را دشمن خدا و خودم میدانم، اما از این دو به جز دو اسم، نشناسد!
خداوند سبحان، در آیات گوناگون، هم خودش را کامل معرفی میکند و هم شیطان ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس راکامل معرفی مینماید.گاهی به اسماءجمالیه وجلالیه خودش اشاره دارد،گاهی به خالقیت، اولوهیت و ربوبیتش توجه می دهد، گاه به رویکردش نسب به افراد گوناگون متذکر میشود و گاه مرگ و بازگشتن همه به سوی خودش وبر پایی معادش و چگونگی عدالت، پاداش یا کیفرش را تشریح می نماید:(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
دروغ میگویند و هدفشان بی غیرت، بیتفاوت، تسلیم و ذلیل کردن مردمان میباشد!
نمیتوان ونبایدراجع به انسان، مواضع، اندیشه و عملکردش، با انشاء و جمله سازی نظر داد.
سخن از انسان بزرگ و یا بزرگی کرامت انسان است، لذا نمی توان و نباید آن را با یک تعریف کوتاه، تک بُعدی و چه بسا نادرست و یا دستکم نارسا، بیان داشت!
سپس سخن از دشمن و چگونگی مواضع در مقابل اوست - و پس از آن نوبت به انتقام میرسد وانتقام وقتی معنا و مصداق دارد که در پاسخ به ضربۀ دشمن باشد.
حال فرض کنید که دشمن مقابل شما بسیج شده و صفآرایی کرده،اما هنوز اقدامی نکرده است، شما چه انتقامی میتوانید بگیرید؟ انتقامش این است که در مقابلش بسیج شده و صف آرایی نمایید؛ و یا در گام نخست، علیه شما جوّسازی میکند و در گام بعدی تحریم کرده است، اینجا انتقام به چه شکلی می تواند باشد؟ باید ضد تبلیغش را خنثی نمود و چهره اش را نشان داد و تحریمش را بیاثر کرد.
اما، آیا اگر دشمن ضربه زد و طرف مقابل، اولین اندیشهاش انتقام نبود، انسان بزرگی می شود؟! این تعریف و توصیف، چه مبنایی دارد؟!
چه کسی در برابر دشمن، اولین اندیشه اش انتقام از او به این معنایی که متصور است میباشد، درحالی که همیشه در رویایی با دشمن، اولین اندیشه، مقاومت، مقابله و دور کردن دشمن و دفع دشمنی اوست.
الف)- تا کسی دوست را نشناسد، هرگز دشمن را نخواهد شناخت - تا کسی نفع را نشناسد، هرگز ضرر را نخواهد شناخت - و تا کسی خیر را نشناسد، هرگز شرّ را نخواهد شناخت.
ب)- اما، اکتفای به دوست، یا نفع، یا خیر شناسی، برای رویا رویی با دشمن کفایت نمیکند، بلکه دشمن را نیز باید شناخت.
ج)- دردوست شناسی و دشمن شناسی نیز نمی توان و نباید به شناخت شناسنامه ای بسنده نمود، مانند کسی که بگوید: من ولایت الله جلّ جلاله را برگزیدم و شیطان را دشمن خدا و خودم میدانم، اما از این دو به جز دو اسم، نشناسد!
خداوند سبحان، در آیات گوناگون، هم خودش را کامل معرفی میکند و هم شیطان ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس راکامل معرفی مینماید.گاهی به اسماءجمالیه وجلالیه خودش اشاره دارد،گاهی به خالقیت، اولوهیت و ربوبیتش توجه می دهد، گاه به رویکردش نسب به افراد گوناگون متذکر میشود و گاه مرگ و بازگشتن همه به سوی خودش وبر پایی معادش و چگونگی عدالت، پاداش یا کیفرش را تشریح می نماید:(ادامه دارد...)
- ۸۳۴
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط