{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه هوایی

چه هوایی
چه طلوعی
جانم
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا
به خدایی که خودم می دانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که برایم از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند
به خدایی که خودم می دانم
به خدایی که دلش پروانه است
و به مرغان مهاجر هر سال راه را می گوید
و به باران گفته است باغ ها تشنه شدند
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست
که مبادا که ترک بردارد
به خدایی که خودم می دانم
چه خدایی
جانم...
روزتان پر از عشق ...
دیدگاه ها (۶)

و روزی که تقدیر سکوت کرد! من ماندم و دوراهی ..و رسیدنی در کا...

تازه میخواستم برایت شال گردن ببافم کجامانده ای؟نکند سرما جای...

سلام ....دوباره جمعه شد و پست دعاااا...روزای هفته چه تند ، ت...

خدایا ،،،،،،من چیزی نمی بینم ، آینده پنهان است. ولی آسوده ام...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط