خیلی رندوم تصمیم گرفتم همینجوری یچیزی بنویسم 🌚
خیلی رندوم تصمیم گرفتم همینجوری یچیزی بنویسم 🌚
#تهکوک_فیکشن
کوک =امگا
تهیونگ =الفا
امگا درحالی که پشت سیستمش نشسته بود و گیم میزد نگاهی به گوشیش انداخت که مدام داشت زنگ میخورد و باعث میشد گیم بهم بخوره چون نتش وصل بود به سیستم
عصبی گیمو قطع کرد و جرعه ای از ایس کافیشو خورد و گوشیشو برداشت و.به همون شماره تقریبا اشنا زنگ زد تقریبا نزدیکای عصر بود...
_الو؟ چیکار داشتین؟(لحنش کمی عصبی بود)
×بهتره گیم نتتو ببندی پسر جون خطرناکه این موقع شب(صدای پیرمردی بود اما عجله داشت لحنشم ضایع بود که داره فرار میکنه و سریع قطع کرد)
ویو وو سووی
"وا این اجوشی چش بود؟...(اجوشی=افراد میانسال و مردهای پیر)
چقد عجیب بود... اصن اون کی باشه که به من بگه چیکار کنم عجبا بیخیال اینهمه تکواندو کار نکردم که بترسم.. البته پنج سال میگذره هه... بیخیال
امگا بیخیال افکاراتش شد و به گیم زدنش ادامه داد و صدای داد زدناش به اوج رسید و نزدیک به اخرای گیم میشد که یهو تمام سیستمای گیم نت میپره و اینترنتا ام قطع میشه پسر که عصبانی و شکه شده بود شروع به گشتن مقصر و دلیل این اتفاق افتاد و در اخر خسته شد پنج دقیقه ای بود چیزی نفهمیده بود رو به روی در گیم نت به یکی از صندلیا تکیه داد
و کلافه موهاشو بهم ریخت و شیبالی زیر لب گفت و در بتری ابو باز کرد و جرعه ای نوشید ایس کافیش دیگه گرم شده بود پسر چشمانش را خسته بست و بتری ابو بدون در پرت کرد سمت در اما تا دقایقی صدای افتادن شیشه و در و نشنید پس شکه چشمانش را باز کرد و متوجه مردی با کت شلوار مشکی شد که عصبی به بتری ابی که روش ریخته نگاه میکنه و پوزخند عصبی میزنه
امگا از دیدن غریبه شکه میشه و کمی با شک و تردید جلو میره
تو دیگه کی هستی؟(کمی صدایش بلنده اما عصبی)
_(الفا در حالی که سیم پریز برق کل سیستما دستشه و باعث خاموش شدنشه عصبی سرشو بالا میگیره و به امگای رو به روش نگاهی میندازه و لحظه ای بعد کت اش را تکانی میدهد و موهاشو کلافه بهم میریزه و با لحنی تقریبا خونسرد شروع به حرف زدن میکنه)
_هه... من کیم؟ جوجه تو نمیدونی نباید تو این ساعت گیم نتت تو خیابون باز باشه؟
(الفا کمی خسته شد از توضیح اضاف اصلا همچین ادمی نبود ولی پسر رو به روش ضعیف بنظر میرسید اما بازم اونو نمیشناخت که بخواد ذره ای اروم باهاش برخورد کنه پس بعد حرفش شروع کرد به خنثی حرف زدن)
_به هر حال یا گورتو گم میکنی یا که به یه روش دیگه برخورد میکنم
(پسر که تمام مدت از لحن مزخرف الفا شکه شده بود و ناراحت بود از شنیدن کلمه جوجه پوزخندی زد و کمی جلو رفت و با لحنی عصبی و غیر ادبی حرف زد)
هرکی که باشی حق نداری یهو سرتو بندازی تو و برینی و سیستمام این تویی که باید گورتو گم کنی احمق جون
#تهکوک_فیکشن
کوک =امگا
تهیونگ =الفا
امگا درحالی که پشت سیستمش نشسته بود و گیم میزد نگاهی به گوشیش انداخت که مدام داشت زنگ میخورد و باعث میشد گیم بهم بخوره چون نتش وصل بود به سیستم
عصبی گیمو قطع کرد و جرعه ای از ایس کافیشو خورد و گوشیشو برداشت و.به همون شماره تقریبا اشنا زنگ زد تقریبا نزدیکای عصر بود...
_الو؟ چیکار داشتین؟(لحنش کمی عصبی بود)
×بهتره گیم نتتو ببندی پسر جون خطرناکه این موقع شب(صدای پیرمردی بود اما عجله داشت لحنشم ضایع بود که داره فرار میکنه و سریع قطع کرد)
ویو وو سووی
"وا این اجوشی چش بود؟...(اجوشی=افراد میانسال و مردهای پیر)
چقد عجیب بود... اصن اون کی باشه که به من بگه چیکار کنم عجبا بیخیال اینهمه تکواندو کار نکردم که بترسم.. البته پنج سال میگذره هه... بیخیال
امگا بیخیال افکاراتش شد و به گیم زدنش ادامه داد و صدای داد زدناش به اوج رسید و نزدیک به اخرای گیم میشد که یهو تمام سیستمای گیم نت میپره و اینترنتا ام قطع میشه پسر که عصبانی و شکه شده بود شروع به گشتن مقصر و دلیل این اتفاق افتاد و در اخر خسته شد پنج دقیقه ای بود چیزی نفهمیده بود رو به روی در گیم نت به یکی از صندلیا تکیه داد
و کلافه موهاشو بهم ریخت و شیبالی زیر لب گفت و در بتری ابو باز کرد و جرعه ای نوشید ایس کافیش دیگه گرم شده بود پسر چشمانش را خسته بست و بتری ابو بدون در پرت کرد سمت در اما تا دقایقی صدای افتادن شیشه و در و نشنید پس شکه چشمانش را باز کرد و متوجه مردی با کت شلوار مشکی شد که عصبی به بتری ابی که روش ریخته نگاه میکنه و پوزخند عصبی میزنه
امگا از دیدن غریبه شکه میشه و کمی با شک و تردید جلو میره
تو دیگه کی هستی؟(کمی صدایش بلنده اما عصبی)
_(الفا در حالی که سیم پریز برق کل سیستما دستشه و باعث خاموش شدنشه عصبی سرشو بالا میگیره و به امگای رو به روش نگاهی میندازه و لحظه ای بعد کت اش را تکانی میدهد و موهاشو کلافه بهم میریزه و با لحنی تقریبا خونسرد شروع به حرف زدن میکنه)
_هه... من کیم؟ جوجه تو نمیدونی نباید تو این ساعت گیم نتت تو خیابون باز باشه؟
(الفا کمی خسته شد از توضیح اضاف اصلا همچین ادمی نبود ولی پسر رو به روش ضعیف بنظر میرسید اما بازم اونو نمیشناخت که بخواد ذره ای اروم باهاش برخورد کنه پس بعد حرفش شروع کرد به خنثی حرف زدن)
_به هر حال یا گورتو گم میکنی یا که به یه روش دیگه برخورد میکنم
(پسر که تمام مدت از لحن مزخرف الفا شکه شده بود و ناراحت بود از شنیدن کلمه جوجه پوزخندی زد و کمی جلو رفت و با لحنی عصبی و غیر ادبی حرف زد)
هرکی که باشی حق نداری یهو سرتو بندازی تو و برینی و سیستمام این تویی که باید گورتو گم کنی احمق جون
- ۹۶
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط