ادامه پارت سه بهترین شب مدرسه
ادامه پارت سه بهترین شب مدرسه
تقریبا شب شده بود رفته بود بیرون تا دنبال کار بگرده حقوقش مهم نبود خیلی زیاد باشه فقط در حدی باشه که بتونه زندگی کنه... بلاخره به یه فروشگاه تقریبا بزرگ بر خورد و رفت برای حرف زدن با رئیسش.. رئیسش یه مرد تقریبا میانسال بود و خب دختر تونست راضیش کنه که اونجا کار کنه و مرد بهش گفت که از فردا بیاد برای کار... دختر تو راه برگشت کمی خوراکی خرید و به خونه برگشت و فقط رفت رو تخت تا کمی بخوابه و استراحت کنه.. شوگا بهش گفته بود از فردا دوباره میخواد باهاش رزمی کار کنه)
تقریبا شب شده بود رفته بود بیرون تا دنبال کار بگرده حقوقش مهم نبود خیلی زیاد باشه فقط در حدی باشه که بتونه زندگی کنه... بلاخره به یه فروشگاه تقریبا بزرگ بر خورد و رفت برای حرف زدن با رئیسش.. رئیسش یه مرد تقریبا میانسال بود و خب دختر تونست راضیش کنه که اونجا کار کنه و مرد بهش گفت که از فردا بیاد برای کار... دختر تو راه برگشت کمی خوراکی خرید و به خونه برگشت و فقط رفت رو تخت تا کمی بخوابه و استراحت کنه.. شوگا بهش گفته بود از فردا دوباره میخواد باهاش رزمی کار کنه)
- ۷۵
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط