{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يادش بخیر در شلمچه بعداز پنج روز غذا رسیده بود تا رفتم د

يادش بخیر در شلمچه بعداز پنج روز غذا رسیده بود تا رفتم داخل سنگر ظرف غذا رو بيارم و برگشتم ديدم با خمپاره زدن وسط غذا ها و دو نفر از بچه های تدارکاتچی که غذا رو تقسیم می‌کردن با غذا ها مخلوط شده بودن خون وغذا تک گوشت‌ بچه ها همه با هم مخلوط شده بود دوباره رفتيم سراغ نون خشک‌ ها تا شب دوباره شام رسید 😭😭😭😭😭
دیدگاه ها (۳)

"Silent Voice"پارت هشتم⁸بعد از ناهارمعلم که بعد از غذا انگار...

وقتی مادرش ازت بدش میومد و دوست داشت کوک با دخترخاله ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط