{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا مقابل چشمان سرکشیده بغل کن

مرا مقابل چشمان سرکشیده بغل کن



مرا ببوس و برقصان٬ مرا به عشق بدل کن



و حلقه‌حلقه سرم را بگیر در دل دستت



بچرخ و دستت را هاله‌های دور زحل کن



صدای زلزله می‌آید از حوالی قلبم



زمین سینه‌ی من را پر از هراس گسل کن



مرا به سمت ریاضت‌کشان هند بچرخان



مکان ملهمه طی شد٬ هوای تاج‌محل کن



سکوت سکته‌ی هستی‌ست در هزاره‌ی حیرت



مرا رها از زندان فاعلاتُ فعل کن



اگر ضریح زره‌پوش دست‌ها شده‌ام من



مرا به زر مفروش و قتیل دور جمل کن



مرا که حاجی هفتاد و چند گونه خدایم



ببر مسافر بیت‌الحرام لات و هبل کن



که چشم از تو بگیرم٬ که دست از تو بشویم



مرا که شعر شدم بی‌تو٬ سنگسار غزل کن



مرا ببوس مسیحای دختران تغزل!



مرا شهید لبت یا صلیب عزوجل کن



حافظ ایمانی
دیدگاه ها (۲)

این دهان باز و چشم بی تحرک را ببخشآن‌قدر جذابیت داری که حیرت...

از باغ مي ‌برند چراغاني ‌ات کنندتا کاج جشن هاي زمستاني ‌ات ک...

دریا دریا مهربانی‌ات را می‌خواهمنه برای دست‌هامنه برای موهام...

فرهاد‌ها را کوه کندن یل نخواهد کرددر عشق جان کندن تو را اول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط