برادر ناتنی بد
برادر ناتنی بد🎀²⁹
دکتر: لطفا خانوم برید بیرون الان هاست که مرخصش کنیم نامزدتون رو
_نامزد
لپام گل انداخته بود نمیدونستم چیکار کنم
+ب..باااشه رفتم
سر ی از اونجا خارج شدم
رفتم از سوپر مارکت کنار بیمارستان یه آبنبات برای خودم و یکی برای جونگ کوک گرفتم
رفتم دوباره سمت اتاقی که جونگ کوک داخلش بود ولی ندیدمش
+دکتر پس..
دکتر: رفتن بیرون
+چیییی
رفتم بیرون دیدم رو نیمکت بیمارستان نشسته
رفتمپیشش گفتم
+اینجا چیکار. میکنی هوا سرده
_سرد نیست
کنارش نشستم که گفت
_قبل از تصادف بهت گفتم دوست دارم ت. هم دوستم داری ؟
لپ گل انداخته بود
_انقدر قرمز نشو
+خب که چی منو تو حتی. عاشق هم باشیم هم به هم نمیرسیم /بغض/
_اما...
...
________________________________
شرط
20 لایک
هی آخرایه فیکه
دکتر: لطفا خانوم برید بیرون الان هاست که مرخصش کنیم نامزدتون رو
_نامزد
لپام گل انداخته بود نمیدونستم چیکار کنم
+ب..باااشه رفتم
سر ی از اونجا خارج شدم
رفتم از سوپر مارکت کنار بیمارستان یه آبنبات برای خودم و یکی برای جونگ کوک گرفتم
رفتم دوباره سمت اتاقی که جونگ کوک داخلش بود ولی ندیدمش
+دکتر پس..
دکتر: رفتن بیرون
+چیییی
رفتم بیرون دیدم رو نیمکت بیمارستان نشسته
رفتمپیشش گفتم
+اینجا چیکار. میکنی هوا سرده
_سرد نیست
کنارش نشستم که گفت
_قبل از تصادف بهت گفتم دوست دارم ت. هم دوستم داری ؟
لپ گل انداخته بود
_انقدر قرمز نشو
+خب که چی منو تو حتی. عاشق هم باشیم هم به هم نمیرسیم /بغض/
_اما...
...
________________________________
شرط
20 لایک
هی آخرایه فیکه
- ۵۸۵
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط