{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم
بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم

کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری
تا که با چشم ترم این همه رسوا نشوم

سفرت زخم غریبی به دل من زده است
تا نیایی ز سفر من که مداوا نشوم

التماس همه دنیا بکنم برگردی
کاش می شد نروی غرق تمنا نشوم

دل من چشم به راه و نگران می پرسد:
چه شود گر نروی این همه تنها نشوم؟

ای عسل چشم خدا پشت و پناهت اما
بی تو ای کاش که من راهی فردا نشوم.....
؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

گفت : دوستت دارمگفتم چقدر؟؟؟؟گفت یه دنیا ....!!!!وقتی رهایم ...

گُـــــــــــفت: ⇦بـه خُــــــــــــــــــــــــــــــــ...

گفتن از عشق تو افسوس ؛ کمی دیر شدهحال ما دستخوش این همه تغیی...

بار آخر ! دست آخر !من ورق را با دلم بر میزنم !بار دیگر حکم ک...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط