{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- پدرم هر وقت می‌خواست کثرتِ چیزی را بیان کند،

- پدرم هر وقت می‌خواست کثرتِ چیزی را بیان کند،
می‌گفت؛ ' یک دریا '
مثلاً می‌گفت؛ نمی‌دانی، فلانی یک دریا پول دارد!
کی می‌رسد روزی که تو رو به رویم بایستی، زل بزنم به چشمانت و بگویم؛ ''' فلانی نمی‌دانی من، تو را یک دریا دوست دارم!'''❤ ❤
.
شقایق_عباسی 🍃
.
دیدگاه ها (۲۴)

روزی می‌رسد که بزرگ می‌شوم و می‌فهمم؛پدرم چه چیزهایی را از د...

انشای یک دانش آموز، در مورد "پول حلال" نان حلال خیلی خیلی خو...

طبیعت

دلیل عبادت💢خدا را از عبادت ما چه سودی می رسد؟✴️روزی جوانی نز...

بعضی اسطوره‌ها فقط در زمین فوتبال نمی‌میرند؛آرام‌آرام از روز...

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :امام به او اثبات نکردن...

به #نماز اول وقت و جماعت، بسیار اهمیت می‌داد و اکثر اوقات در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط