سلام حالتون چطوره براتون پارت اوردم

سلام حالتون چطوره براتون پارت اوردم

رمان زیبا تر از الماس

لیلا: خداروشکر یکی بود که به داد ما برسه

دیانا: اوهوم مامان برم برم یه جیزی درست کنم

لیلا:باشه مواظب

دیانا: باشه رفتم تو آشپزخونه خونه مشغول آشپزی بودم که دیدم ارسلان داره آروم آروم راه میره اول تعجبی نکرم اما مشکوک شدم حالتون خوبه

ارسلان: نگاهی بهش کردم و سرم و تکون دادم از دردی که تو پهلوم پیچیده بود لبامو رو هم فشار دادم

دیانا: چاقو که دستم بود و گذاشتم رو تخته دستمو شستم از آشپزخانه اومدم بیرون چیشده

ارسلان: به زور لب زدم چیزی نیست

دیانا: جای زخمتون درد میکنه

ارسلان: سرمو تکون دادم

دیانا: شاید عفونت کرده باید برید دکتر

ارسلان: با درد لب زدم نمیخواد
دیدگاه ها (۵)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁴ویو: اتچند ساعت گذشته بود.هنوز ر...

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

برده عمارت جئون

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

پارت دهم《حساب شده》《Custom kiss》 ×چیشد؟...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

پارت ۴ ویو ا.ت چند ساعت از لحظه ای که فهمیده بودم باردارم گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط