{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ” خدا ” گفتم : تو را چگونه میتوانم ببینم ,

به ” خدا ” گفتم : تو را چگونه میتوانم ببینم ,
” خدا ” گفت :
تو من را نخواهی دید اما کسی را برات گذاشتم که نیمی ازمن است
” مادر
دیدگاه ها (۴)

اگـــه کســـی واقعـــا عاشــق کســـی باشـــه ..هیــچ وقـــــ...

بَعضی وَقتا عَقل مَرد یه چیزی میگه، دِلِش یه چیزِ دیگهاصلا ج...

یچوقت دقیقا نمی دونید که چقدر به هدفتون نزدیک شدید...پس به س...

رفاقت گاهی اشکه گاهی خونهرفاقت گاهی از جنس جنونهیه وقتایی تم...

شب ها تنها به امید دیدار تو میخوابم چون تورا تنها در رویاهای...

بچه ها یک نظرسنجی گذاشتم ببینم چقدر ازم راضی هستید تو کامنتا...

خب تا پارت سه گذاشتم ببینم تو این دو روز چطور حمایت میکنین د...

مادر می گفتاونی که دوستت داره ، برات ده تا شاخه گل رز میخره ...

تو خوب باشخدا از یه جایی برات میرسونهکه فکرشم نمیکنیدر پناه ...

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

فقط با میخ و اسپری رنگ تابلو اتاق‌تو خودت بساز...تا آخر ببین...

جوری که لیوای مرگ عزیزانش رو دید😭 خطاب به دوستم:هی احمق برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط