{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی مرا در "آغوش"میگرفت چشمانش را می بست..

وقتی مرا در "آغوش"میگرفت چشمانش را می بست..
نمیدانم از احساس زیادش بود یا خودش را در
"آغوش "دیگری تصور میکرد؟!؟!
دیدگاه ها (۱)

♡ تقدیم به.....♡کــــــــنارت که هســـــــــــــــتم،عمیــــ...

چـشـــمـانـت ... دریـــــا را، به “مــَـــد” مـی‌کـــشانـــد...

چـشـــمـانـت ... دریـــــا را، به “مــَـــد” مـی‌کـــشانـــد...

بی‌ تو بی‌ خودم بی‌ حضورِ عشق سخت گریسته ام رغبت عجیب...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط