پارت
پارت 3
وارد خونه شد ، دید که نامجون با
قیافه ی ترسناکی داشت نگاهش میکرد ولی برعکس ات بی تفاوت بود
نامجون: تا الانننن کدومم گورییی بودییی؟؟؟؟؟؟؟?؟؟!( عربدع)
ات: باید بهت جواب پس بدم؟( آروم و سرد)
ات ، با همون حالت سردیس رفت سمته اتاقه مهمون و اونجا خوابید و در رو قفل کرد
چند روز بعد
ویو نامجون
هر کاری میکنم از اون اتاقه کوفتی نمیاد بیرون حتا از درساشم عقب مونده بود دیگه داشتم نگرانش میشدم
_ ات ، ببین میدونم از دستم ناراحتی ولی دلیل نمیشه که نری دانشگاه لطفاً در رو باز کن( آروم و خشک)
دید که ات جوابی نمیده با پا درو شکوند که.....
حمایتتت 🩴🩴🩴🩴🩴
وارد خونه شد ، دید که نامجون با
قیافه ی ترسناکی داشت نگاهش میکرد ولی برعکس ات بی تفاوت بود
نامجون: تا الانننن کدومم گورییی بودییی؟؟؟؟؟؟؟?؟؟!( عربدع)
ات: باید بهت جواب پس بدم؟( آروم و سرد)
ات ، با همون حالت سردیس رفت سمته اتاقه مهمون و اونجا خوابید و در رو قفل کرد
چند روز بعد
ویو نامجون
هر کاری میکنم از اون اتاقه کوفتی نمیاد بیرون حتا از درساشم عقب مونده بود دیگه داشتم نگرانش میشدم
_ ات ، ببین میدونم از دستم ناراحتی ولی دلیل نمیشه که نری دانشگاه لطفاً در رو باز کن( آروم و خشک)
دید که ات جوابی نمیده با پا درو شکوند که.....
حمایتتت 🩴🩴🩴🩴🩴
- ۵.۷k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط