آينه پرسيد که چرا دير کرده است 0.
آينه پرسيد که چرا دير کرده است 0. نکنددل ديگری اورااسيرکرده است. خنديدم وگفتم اوفقط اسيرمن است. تنهادقايقی چندتاخيرکرده است. گفتم امروز هواسردبوده است. شايد موعدقرارتغييرکرده است. خنديد به سادگيم آينه وگفت. احساس پاک تو رازنجيرکرده است. گفتم ازعشق من چنين سخن مگوی. گفت خوابی سالهاديرکرده است. درآيينه به خودنگاه می کنم آه. عشق تو عجيب مرا پيرکرده است. راست می گفت آيينه که منتظرنباش. اوبرای هميشه ديرکرده است
- ۶۳۰
- ۱۰ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط