{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او هم آمده بود، مخالف بود ولی آمده بود. حجابش را برداشته

او هم آمده بود، مخالف بود ولی آمده بود. حجابش را برداشته بود با دیگران بحث می‌کرد. ظاهرا مشکلش موضوع حجاب بود
او می‌دانست بین این جماعت امنیت دارد، کسی آسیبی به او نمی‌رساند، می‌دانست حرفش را می‌شنوند. او آزادی را در جمع مذهبی‌های انقلابی و موافق نظام لمس کرد. با او صحبت کردند، محبت کردند، پیشانی‌اش را بوسیدند و آخر با لبخند از جمعیت خارج شد.
ای کاش چنین امنیتی در میان معترضین وجود داشت. البته حساب او با معترضین #اغتشاش‌ گر جداست ولی همین دیروز بود که یک روحانی بین معترضین گیر افتاد و به خاک و خون کشیده شد. داستان #آرمان هم اشاره نمیکنم.....
ما مثل هم نیستیم....
دیدگاه ها (۰)

#بدون_شرح

انتخاب با شماتفکر #آرمان ها یا تفکر #توماج ها

نزن باربد، نزن این #پلیس، این #بسیجی ها هم بچه‌های این کشورن...

#بیناموساینا دیگه کی هستند پناه بر خدا 😛

سایه‌های کلاغپارت بیست و یکم | ده دقیقه تا جهنم09:59صدای بوق...

ࡅ᳟ߺߺߊ‌رܝߺ̈ߺߺ ²ܟ᳟ߺܢߺ߭د ࡅ᳟ߺߺߊ‌رܝߺ̈ߺی ܟ᳝ߺنߺࡋیߺساܢߺ߭وܢߺ࡙سܢߺ߭دܣ::...

سایه های کلاغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط