{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#برشی_از_یک_کتاب 📚

#برشی_از_یک_کتاب 📚
چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهیشان ببینی باز می‌آیند، باز سنگین و بی‌رحم می‌آیند و خود را روی تو می‌افکنند و گرد تو را می‌گیرند و توی چشم و جانت می‌روند و همه‌ی وجودت را پر می‌کنند و آن را می‌ربایند که دیگر تو نمی‌مانی، که دیگر تو نمانده‌ای که آن‌ها را بخواهی یا نخواهی. آن‌ها تو را از خودت بیرون رانده‌اند و جایت را گرفته‌اند و خود تو شده‌اند. دیگر تو نیستی که درد را حس کنی. تو خود درد شده‌ای.

ابراهیم گلستان/آذر، ماه آخر پاییز
دیدگاه ها (۴)

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

گاهی در زندگی، بعضی آدم‌ها فقط «می‌آیند» اما بعضی‌ها «می‌مان...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

🌸حرف بزن...اما طوری حرف بزن که بدانی خدایت راضی است و به تو ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

نمیبخشمت p.22

تلاوت آیاتی از سوره مبارکه منافقون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط