بچه ها یکی دیروز گفت پارت بده منم داشتم میدادم اومدم بفر
بچه ها یکی دیروز گفت پارت بده منم داشتم میدادم اومدم بفرستم کع مامان گرامی نت را قعط کرد 🤦♀️ خلاصه اومدم امروز پارت یکو بدم
پارت یک
دختران آزاد
سال اول آیونا و یونا سال دوم دازای و چویا
چند تا سال دومی داشتن واسه آیونا و یونا قلدوری میکردن دازای چویا که اونا رو دیدن گفتن
دازای: هی شما چی کار با اینا دارین
یکی از پسر گفت: به تو چه که ما داریم چیکار میکنیم
چویا: ما کار خیر میکنیم شاسکول پس ربط داره
دازای: بنظرم خیلی ترسویی که با کوچیک تر از خودتون در میوفتین
که یهو آیونا یکی زد پس گردن اون قلدره جناب بیهوش شد بعد یونا گفت: زدی ناکارش کردی واسه بار هزارم ماشالا آبجی
آبونا هم گفت: موندم کی میخواد این کارارو بس کنه و بعد آبونا و یونا رفتن جلو
آیونا: ممنونم بابت اینکه حواسشو پرت کردین
دازای : پرت کردیم؟
یونا آره چون نمیخواستیم مثل دفعیه قبل ناکارش کنیم تازه عابل پیش پیش بینی میشد که صدای زنگ کلاس خودر همه رفتن سر. کلاس تو راه دازای به چویا گفت
دازای....
شاید پارت دو رو بدم بیرو اگر مادر گرامی نت راقعط نکند
پارت یک
دختران آزاد
سال اول آیونا و یونا سال دوم دازای و چویا
چند تا سال دومی داشتن واسه آیونا و یونا قلدوری میکردن دازای چویا که اونا رو دیدن گفتن
دازای: هی شما چی کار با اینا دارین
یکی از پسر گفت: به تو چه که ما داریم چیکار میکنیم
چویا: ما کار خیر میکنیم شاسکول پس ربط داره
دازای: بنظرم خیلی ترسویی که با کوچیک تر از خودتون در میوفتین
که یهو آیونا یکی زد پس گردن اون قلدره جناب بیهوش شد بعد یونا گفت: زدی ناکارش کردی واسه بار هزارم ماشالا آبجی
آبونا هم گفت: موندم کی میخواد این کارارو بس کنه و بعد آبونا و یونا رفتن جلو
آیونا: ممنونم بابت اینکه حواسشو پرت کردین
دازای : پرت کردیم؟
یونا آره چون نمیخواستیم مثل دفعیه قبل ناکارش کنیم تازه عابل پیش پیش بینی میشد که صدای زنگ کلاس خودر همه رفتن سر. کلاس تو راه دازای به چویا گفت
دازای....
شاید پارت دو رو بدم بیرو اگر مادر گرامی نت راقعط نکند
- ۷۳
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط