قتل جان بوتکوویچ
قتل جان بوتکوویچ
در ۳۱ ژوئیه ۱۹۷۵، جان بوتکوویچ، یک کارمند ۱۸ ساله PDM از لومبارد، ناپدید شد.[۲۱] ماشین بوتکوویچ در گوشه شریدان و لارنس پارک شده با کاپشن و کیف پولش در داخل و کلیدها هنوز بر روی ماشین بودند پیدا شد. [۴]
یک روز قبل از ناپدید شدن، بوتکوویچ با گیسی با حقوق معوقه دو هفته ای روبرو شده بود. پدر بوتکوویچ، یک مهاجر یوگسلاوی، با گیسی تماس گرفت، او ادعا کرد که از کمک به جستجوی پسرش خوشحال است اما متأسف است که بوتکوویچ «فرار کردهاست». هنگامی که توسط پلیس مورد بازجویی قرار گرفت، گیسی گفت که بوتکوویچ و دو دوستش به خانه او آمدند و خواستار پرداخت حقوق عقب افتاده بودند، اما آنها به مصالحه دست یافتند و هر سه آنها را ترک کردند. در طول سه سال بعد، والدین بوتکوویچ بیش از ۱۰۰ بار با پلیس تماس گرفتند و از آنها خواستند که دربارهٔ گیسی بیشتر تحقیق کنند. [۹] [۴]
گیسی بعداً اعتراف کرد که با بوتکوویچ در حال خروج از ماشینش در گوشه خیابان لارنس غربی روبرو شده و برای جلب توجه او دست تکان میدهد. به گفته گیسی، بوتکوویچ به ماشین خود نزدیک شد و گفت: «میخواهم با شما صحبت کنم.» گیسی بوتکوویچ را به ماشینش دعوت کرد، سپس او را به خانه اش دعوت کرد تا ظاهراً مشکل دستمزد عقب افتاده اش را حل کند. [ث]
گیسی علاوه بر سالی که کارش گسترش یافت، اعتراف کرد که سال ۱۹۷۵ نیز زمانی بود که او شروع به افزایش دفعات سفرهای خود برای سکس با مردان جوان کرد. [۴] او اغلب از این سفرها به عنوان " کروز " یاد میکرد. [۴] گیسی بیشتر قتلهای خود را بین سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۷۸ انجام داد، زیرا پس از طلاق خود عمدتاً به تنهایی زندگی میکرد. او بعداً از این سالها به عنوان «سالهای سفر» یاد کرد.
اگرچه گیسی اجتماعی و مدنی بود، چندین همسایه پس از طلاقش در سال ۱۹۷۶ متوجه تغییرات نامنظم در رفتار او شدند. این شامل دیدن او با مردان جوان، شنیدن آمدن یا خروج ماشینش در ساعات اولیه صبح، یا دیدن چراغهای خانهاش در ساعات اولیه روشن و خاموش میشود. [۱۰] یکی از همسایهها بعداً به یاد آورد که برای چندین سال، صدای جیغ، فریاد و گریههای خفهکننده، او و پسرش را در ساعات اولیه صبح بهطور مکرر از خواب بیدار میکرد. او تشخیص داد که صداها از خانه ای مجاور خانه آنها در خیابان سامردیل غربی منتشر میشود. [۴]
در ۳۱ ژوئیه ۱۹۷۵، جان بوتکوویچ، یک کارمند ۱۸ ساله PDM از لومبارد، ناپدید شد.[۲۱] ماشین بوتکوویچ در گوشه شریدان و لارنس پارک شده با کاپشن و کیف پولش در داخل و کلیدها هنوز بر روی ماشین بودند پیدا شد. [۴]
یک روز قبل از ناپدید شدن، بوتکوویچ با گیسی با حقوق معوقه دو هفته ای روبرو شده بود. پدر بوتکوویچ، یک مهاجر یوگسلاوی، با گیسی تماس گرفت، او ادعا کرد که از کمک به جستجوی پسرش خوشحال است اما متأسف است که بوتکوویچ «فرار کردهاست». هنگامی که توسط پلیس مورد بازجویی قرار گرفت، گیسی گفت که بوتکوویچ و دو دوستش به خانه او آمدند و خواستار پرداخت حقوق عقب افتاده بودند، اما آنها به مصالحه دست یافتند و هر سه آنها را ترک کردند. در طول سه سال بعد، والدین بوتکوویچ بیش از ۱۰۰ بار با پلیس تماس گرفتند و از آنها خواستند که دربارهٔ گیسی بیشتر تحقیق کنند. [۹] [۴]
گیسی بعداً اعتراف کرد که با بوتکوویچ در حال خروج از ماشینش در گوشه خیابان لارنس غربی روبرو شده و برای جلب توجه او دست تکان میدهد. به گفته گیسی، بوتکوویچ به ماشین خود نزدیک شد و گفت: «میخواهم با شما صحبت کنم.» گیسی بوتکوویچ را به ماشینش دعوت کرد، سپس او را به خانه اش دعوت کرد تا ظاهراً مشکل دستمزد عقب افتاده اش را حل کند. [ث]
گیسی علاوه بر سالی که کارش گسترش یافت، اعتراف کرد که سال ۱۹۷۵ نیز زمانی بود که او شروع به افزایش دفعات سفرهای خود برای سکس با مردان جوان کرد. [۴] او اغلب از این سفرها به عنوان " کروز " یاد میکرد. [۴] گیسی بیشتر قتلهای خود را بین سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۷۸ انجام داد، زیرا پس از طلاق خود عمدتاً به تنهایی زندگی میکرد. او بعداً از این سالها به عنوان «سالهای سفر» یاد کرد.
اگرچه گیسی اجتماعی و مدنی بود، چندین همسایه پس از طلاقش در سال ۱۹۷۶ متوجه تغییرات نامنظم در رفتار او شدند. این شامل دیدن او با مردان جوان، شنیدن آمدن یا خروج ماشینش در ساعات اولیه صبح، یا دیدن چراغهای خانهاش در ساعات اولیه روشن و خاموش میشود. [۱۰] یکی از همسایهها بعداً به یاد آورد که برای چندین سال، صدای جیغ، فریاد و گریههای خفهکننده، او و پسرش را در ساعات اولیه صبح بهطور مکرر از خواب بیدار میکرد. او تشخیص داد که صداها از خانه ای مجاور خانه آنها در خیابان سامردیل غربی منتشر میشود. [۴]
- ۴.۸k
- ۲۴ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط