قتل تیموتی مک کوی
قتل تیموتی مک کوی
اولین قتل شناخته شده گیسی در ۳ ژانویه ۱۹۷۲ رخ داد. طبق گزارش بعدی گیسی، پس از یک مهمانی خانوادگی در غروب ۲ ژانویه، او تصمیم گرفت برای تماشای نمایشی از مجسمههای یخی در ساعات اولیه صبح روز بعد به مرکز مدنی در لوپ برود. او سپس یک نوجوان ۱۶ ساله به نام تیموتی جک مک کوی را از ترمینال اتوبوس Greyhound شیکاگو به داخل ماشین خود کشاند. مک کوی در حال سفر از میشیگان به اوماها، نبراسکا بود. گیسی مک کوی را به یک تور گشت و گذار در شیکاگو برد و سپس او را به خانه اش برد با این قول که میتواند شب را بگذراند و او به موقع به ایستگاه برگردد تا بلیط اتوبوسش را بگیرد.[۱۴] [پ] قبل از شناسایی مک کوی، او در رسانهها به عنوان «پسر اتوبوس گریهاند» شناخته میشد. [۱۶]
گیسی ادعا کرد که صبح روز بعد زود از خواب بیدار شد و متوجه شد مک کوی در حالی که یک چاقوی آشپزخانه در دستش در درب اتاق خوابش ایستاده بود. [۴] سپس از تخت خود پرید و مک کوی هر دو دست را به نشانه تسلیم بالا برد، چاقو را به سمت بالا کج کرد و بهطور تصادفی ساعد گیسی را برید. [ت] گیسی چاقو را از مچ مک کوی پیچاند، سرش را به دیوار اتاق خواب کوبید، او را با لگد به کمد لباسش زد و به سمتش رفت. مک کوی سپس لگدی به شکم گیسی زد و او را خم کرد، سپس گیسی مک کوی را گرفت و فریاد زد: «مادر به خطا! من تو را میکشم!» [۴] سپس مک کوی به زمین خواباند و در حالی که او را دراز میکرد، مکرراً به سینه اش ضربه زد. [۴]
در حالی که مک کوی در حال مرگ بود، گیسی ادعا کرد که چاقو را در حمام شست، سپس به آشپزخانه خود رفت و یک کارتن تخم مرغ باز شده و یک تخته بیکن تکهتکه نشده را روی میز آشپزخانه خود دید. مک کوی نیز میز دو نفره را چیده بود. او به اتاق گیسی رفته بود تا او را بیدار کند در حالی که ناخودآگاه چاقوی آشپزخانه را در دست داشت. [۴] گیسی مک کوی را در فضای خانه خود دفن کرد و بعداً قبر او را با یک لایه بتن پوشاند. [۴] گیسی در مصاحبه ای چند سال پس از دستگیری خود گفت که بلافاصله پس از کشتن مک کوی، او احساس "کاملاً تخلیه" میکرد، با این حال خاطرنشان کرد که در حالی که مک کوی را با چاقو میزد و به " غوغاها " و نفس نفس زدن او گوش میداد. یک ارگاسم بیحس کننده را تجربه کرد. وی افزود: آن زمان بود که فهمیدم مرگ نهایت هیجان است. [۴]
اولین قتل شناخته شده گیسی در ۳ ژانویه ۱۹۷۲ رخ داد. طبق گزارش بعدی گیسی، پس از یک مهمانی خانوادگی در غروب ۲ ژانویه، او تصمیم گرفت برای تماشای نمایشی از مجسمههای یخی در ساعات اولیه صبح روز بعد به مرکز مدنی در لوپ برود. او سپس یک نوجوان ۱۶ ساله به نام تیموتی جک مک کوی را از ترمینال اتوبوس Greyhound شیکاگو به داخل ماشین خود کشاند. مک کوی در حال سفر از میشیگان به اوماها، نبراسکا بود. گیسی مک کوی را به یک تور گشت و گذار در شیکاگو برد و سپس او را به خانه اش برد با این قول که میتواند شب را بگذراند و او به موقع به ایستگاه برگردد تا بلیط اتوبوسش را بگیرد.[۱۴] [پ] قبل از شناسایی مک کوی، او در رسانهها به عنوان «پسر اتوبوس گریهاند» شناخته میشد. [۱۶]
گیسی ادعا کرد که صبح روز بعد زود از خواب بیدار شد و متوجه شد مک کوی در حالی که یک چاقوی آشپزخانه در دستش در درب اتاق خوابش ایستاده بود. [۴] سپس از تخت خود پرید و مک کوی هر دو دست را به نشانه تسلیم بالا برد، چاقو را به سمت بالا کج کرد و بهطور تصادفی ساعد گیسی را برید. [ت] گیسی چاقو را از مچ مک کوی پیچاند، سرش را به دیوار اتاق خواب کوبید، او را با لگد به کمد لباسش زد و به سمتش رفت. مک کوی سپس لگدی به شکم گیسی زد و او را خم کرد، سپس گیسی مک کوی را گرفت و فریاد زد: «مادر به خطا! من تو را میکشم!» [۴] سپس مک کوی به زمین خواباند و در حالی که او را دراز میکرد، مکرراً به سینه اش ضربه زد. [۴]
در حالی که مک کوی در حال مرگ بود، گیسی ادعا کرد که چاقو را در حمام شست، سپس به آشپزخانه خود رفت و یک کارتن تخم مرغ باز شده و یک تخته بیکن تکهتکه نشده را روی میز آشپزخانه خود دید. مک کوی نیز میز دو نفره را چیده بود. او به اتاق گیسی رفته بود تا او را بیدار کند در حالی که ناخودآگاه چاقوی آشپزخانه را در دست داشت. [۴] گیسی مک کوی را در فضای خانه خود دفن کرد و بعداً قبر او را با یک لایه بتن پوشاند. [۴] گیسی در مصاحبه ای چند سال پس از دستگیری خود گفت که بلافاصله پس از کشتن مک کوی، او احساس "کاملاً تخلیه" میکرد، با این حال خاطرنشان کرد که در حالی که مک کوی را با چاقو میزد و به " غوغاها " و نفس نفس زدن او گوش میداد. یک ارگاسم بیحس کننده را تجربه کرد. وی افزود: آن زمان بود که فهمیدم مرگ نهایت هیجان است. [۴]
- ۱.۹k
- ۲۴ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط