{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 30
فلش بک به سه سال بعد

کوک ویو

امروز قراره سوجون و جیسو ازدواج کنن نمی‌خواستم اجازه بدم اما چون دخترم اونجوری شده بود مجبور شدم
سوجون رفت جیسو رو از آرایشگاه آورد واقعا جیسو خوشگل شده بود یاده خودمو ا،ت افتادم کاش الان منو ا،ت عروس و داماد بودیم ولی دیگه خیلی گذشته سنمون رفته بالا
بهم گفتن که باید دست جیسو رو بگیرم و ببرمش به سمت داماد استرس داشتم اما نشون ندادم دست جیسو رو گرفتم و به سمت سوجون بردمش و دست دوتاشون و تو دست هم گذاشتم و بعد از خواندن عقد جیسو و سوجون عمو بوسیدم واقعا فشاری شدم اما ا،ت جلومو گرفت

خلاصه
سوجون و جیسو خوب باهم زندگی کردن و خوشبخت شدن ا،ت و کوک هم بازم عاشقانه همو دوست داشتن و همه باهم زندگی خوبی رو ساختن

پایان

فیک ماهم تموم شد 🥺😭
درخواستی داشتین بگین
فعلا میخوام یک فیک جدید و شروع کنم✨🔮
دیدگاه ها (۱۵)

سمی ترین هستن 😕

متاسفانه🥺😭😔💔🥀🖤

Part 29 ا،ت ویو زنگ زدم به جیسو ا،ت: الو جیسو جیسو: ما...

هایگایز برم برای فعالیت 💌بریم ادامه ی فیک و بزارم✨🔮

Part 23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط