{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بشناس مرا حکایتی غمگینم

بشناس مرا حکایتی غمگینم

افسانه‌ی تیره‌ی شــبـــی ســنگیـــنـــم

تلخم، کدرم، شکسته‌ام، بیمارم

ای دوست! شناختی مرا؟ من اینم
دیدگاه ها (۰)

انگشتت راهرجای نقشه خواستی ، بگذارفرقی نمی کند ...تنهایی منع...

یاد ِ تو می وزد ولی... بی خبرم ز جای توکز همه سوی می رسد... ...

به او گفتم:در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!جز تو هيچ چيزى در آ...

* ۳ تا پست پین بدون تزئینات کپشنه *

با تو، پروانه می‌شوم؛ نه از آن‌ها ڪه به شوقِ نور،بی‌پروا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط