سرودههایعاشقانه

ﻣﻦ ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻢ
ﻭ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﻖ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﯼ

ﺑﻐﻠﺖ ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﯼ #سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

دستت را روی قلبم بگذارو با دوستت دارمی سادهتپیدنش را تا ابد ...

تو را شبیهِ شب دوست می دارمت !یکدست ، یکرنگبی‌صدا ، تنهاو ال...

سوختن با آتش است و عشق با دیوانگیعشق بر هر دل که زد آتش چو م...

من روزگار غربتم را دوست دارماین حس و حال و حالتم را دوست دار...

ﺍﯼ ﺍﺯ ﻫﻨﻮﺯ ﻭ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺭﺩ ﺷﺪﻩﺍﯼ ﺩﺭﺩ! ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ...

📝یه ﻛﺎﺭﺕ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺳﻴﺪ ﺍﺯ ﺑﺲ ﺟﺬﺏ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﺕ ﺷﺪﻡ، ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺷ...

‍آقای آخوند قلابی وقتی شما آیات روشن قرآن رو صریحاً تکذیب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط