سناریو نوری در تاریکی
سناریو نوری در تاریکی
پارت ۴
(ایزوکو و شوتو که داشتن لباسشون رو عوض میکردن ایزوکو گفت)
🥦: من الان سریع بر می گردم.
🔥❄️: کجا میری؟
🥦: دستشویی میخوای تو هم بیا (داره مسخره میکنه🤣)
🔥❄️: نه نمیخواد (متوجه نشد داره مسخرش میکنه🤣🤣)
(ایزوکو رفت توی دستشویی و دوتا قرصش رو در آورد قرص اول برای افسردگی اون یکی برای هیت کلا برای اطمینان)
(ایزوکو اول قرص افسردگی رو خورد چون حالش خوب نبود خواست که اون یکی رو بخوره که)
💥: اوی........چه غلتی داری میکنی نفله؟
(ایزوکو که خشکش زده بود هیچی نمیگفت)
💥: دارم با تو حرف میزنم اونا قرص هیت هستن؟ پس تو...........امگایی؟
🥦: ........اره.....بهتره چیزی به هیچکس نگی.
من: ببخشیدا لحظه حساسی اومدم ولی یه بوس میکنید برای من و بقیه؟
هردو: تو یه لحظه خفه خون بگیر!
(بعد بهم نگاه کردن)
🥦: اون رو اعصاب تو هم هست؟
💥: بدجور.
من: عه. بی تربیتا واقعا که حداقل وقتی نیستم اینارو بگین جلو خودم نگین.
🥦: ما بخوایم غیبت کنیم جلو خودش میگیم.(اینو تو یه سریال پزشکی کره ای دیدم ولی اسمش رو یادم رفته😂)
پایان😂
پارت ۴
(ایزوکو و شوتو که داشتن لباسشون رو عوض میکردن ایزوکو گفت)
🥦: من الان سریع بر می گردم.
🔥❄️: کجا میری؟
🥦: دستشویی میخوای تو هم بیا (داره مسخره میکنه🤣)
🔥❄️: نه نمیخواد (متوجه نشد داره مسخرش میکنه🤣🤣)
(ایزوکو رفت توی دستشویی و دوتا قرصش رو در آورد قرص اول برای افسردگی اون یکی برای هیت کلا برای اطمینان)
(ایزوکو اول قرص افسردگی رو خورد چون حالش خوب نبود خواست که اون یکی رو بخوره که)
💥: اوی........چه غلتی داری میکنی نفله؟
(ایزوکو که خشکش زده بود هیچی نمیگفت)
💥: دارم با تو حرف میزنم اونا قرص هیت هستن؟ پس تو...........امگایی؟
🥦: ........اره.....بهتره چیزی به هیچکس نگی.
من: ببخشیدا لحظه حساسی اومدم ولی یه بوس میکنید برای من و بقیه؟
هردو: تو یه لحظه خفه خون بگیر!
(بعد بهم نگاه کردن)
🥦: اون رو اعصاب تو هم هست؟
💥: بدجور.
من: عه. بی تربیتا واقعا که حداقل وقتی نیستم اینارو بگین جلو خودم نگین.
🥦: ما بخوایم غیبت کنیم جلو خودش میگیم.(اینو تو یه سریال پزشکی کره ای دیدم ولی اسمش رو یادم رفته😂)
پایان😂
- ۸۶۳
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط