{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه با دلِ گرفته گفت : زندگی لب زِ خنده بستن است ، گوشه‌

غنچه با دلِ گرفته گفت : زندگی لب زِ خنده بستن است ، گوشه‌ای درونِ خود نشستن است ...

گل به خنده گفت : زندگی شکفتن است !
با زبانِ سبز ، راز گفتن است ...

گفت‌ و گوی غنچه و گل ، از درون باغچه باز هم به گوش می‌رسد ...

تو چه فکر می‌کنی ؟ راستی کدام یک درست گفته‌اند ؟ من که فکر می‌کنم گل به رازِ زندگی اشاره کرده است ...

هر چه باشد او گل است ! گل ، یکی دو پیرهن بیشتر زِ غنچه پاره کرده است !


قیصر امین پور
دیدگاه ها (۷)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿قصدم نشستن بود، اما کنارت نه چشم انتظ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۳: جلسه‌ی بازجویی ساحلیهمه هنوز روی ایوان...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

dark life = 39

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط