{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﯾﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺩﻭﺗﺎﻣﻮﻥ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﯾﻢ...

در امتداد سایه ها تومیرسی به خواب من ...

ﺍﺯ ﺑﺎﻍ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﭼﺮﺍﻏﺎﻧﯽ ﺍﺕ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﺝ ﺟﺸﻦ ﻫﺎﻱ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﮐﻨﻨ...

ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ...

درد یک پنجره را پنجره ها می‌فهمند،معنی کور شدن را گره ها می‌...

درد یک پنجره را پنجره ها می‌فهمند،معنی کور شدن را گره ها می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط