عشوه ات نقش جدیدیست ، که دیدن دارد ...
عشوه ات نقش جدیدیست ، که دیدن دارد ...
ناز معشوق صواب است ... خریدن دارد ...
رقص زلفت ، همه از کار جهانم انداخت ...
این چه زلفی است ، چنین شور دویدن دارد ...
گره از زلف دلم وا کن ، اگر دل داری ...
رخ عیان کن ، دل من شور تپیدن دارد ...
فارغ از هرچه طبیعت و جهانی دیگر ...
این لبت میوه ی سرخی ست ، که چیدن دارد ...
قصه ام گرچه که پایان ندارد اما ...
آخرش فصل جدیدی ست ، شنیدن دارد ...
من به دین تو نبودم ، ولی باور کن ...
لب من بر لب تو ، عزم رسیدن دارد ...
ناز معشوق صواب است ... خریدن دارد ...
رقص زلفت ، همه از کار جهانم انداخت ...
این چه زلفی است ، چنین شور دویدن دارد ...
گره از زلف دلم وا کن ، اگر دل داری ...
رخ عیان کن ، دل من شور تپیدن دارد ...
فارغ از هرچه طبیعت و جهانی دیگر ...
این لبت میوه ی سرخی ست ، که چیدن دارد ...
قصه ام گرچه که پایان ندارد اما ...
آخرش فصل جدیدی ست ، شنیدن دارد ...
من به دین تو نبودم ، ولی باور کن ...
لب من بر لب تو ، عزم رسیدن دارد ...
- ۸۹۰
- ۲۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط