{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشوه ات نقش جدیدیست ، که دیدن دارد ...

عشوه ات نقش جدیدیست ، که دیدن دارد ...
ناز معشوق صواب است ... خریدن دارد ...

رقص زلفت ، همه از کار جهانم انداخت ...
این چه زلفی است ، چنین شور دویدن دارد ...

گره از زلف دلم وا کن ، اگر دل داری ...
رخ عیان کن ، دل من شور تپیدن دارد ...

فارغ از هرچه طبیعت و جهانی دیگر ...
این لبت میوه ی سرخی ست ، که چیدن دارد ...

قصه ام گرچه که پایان ندارد اما ...
آخرش فصل جدیدی ست ، شنیدن دارد ...

من به دین تو نبودم ، ولی باور کن ...
لب من بر لب تو ، عزم رسیدن دارد ...
دیدگاه ها (۲)

چشمم از نم نم ِ بارانِ خیالِ تو تر استدوستت دارم و اندازه اش...

ٖبه ٖچشمهایت ٖبگونـگاهم نکنندبـگو ‌وقتی خیره ات می شومسـرشان...

بخدا رفتنی ام پس گله آغاز نکن ..قصد آزردن این مرد غزل باز نک...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط