{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمم از نم نم ِ بارانِ خیالِ تو تر است

چشمم از نم نم ِ بارانِ خیالِ تو تر است
دوستت دارم و اندازه اش از حد به در است

با سرانگشت غزل، تیشه به دستم دادی
باز از دستِ تو فرهادسری در خطر است

شکر آب است اگر رابطه ی من با تو
هوسِ بوسه ی شیرین تو، عینِ شکر است

زیرِ تبدارترین بارش هر کوچه، فقط
شوق دیدار تو، آواره ترین رهگذر است

گذر از دامنه ی عشق تو سخت است ولی
بازگشت از شبِ چشمت، به خدا سخت تر است

شبِ باران، لب دریای سراسر آتش
بوسه بارانِ تماشای تو، مشق هنر است...
دیدگاه ها (۳)

ٖبه ٖچشمهایت ٖبگونـگاهم نکنندبـگو ‌وقتی خیره ات می شومسـرشان...

من زنم، با دردهای مانده بر دوش خودمشعر می گویم برای بغض خامو...

عشوه ات نقش جدیدیست ، که دیدن دارد ...ناز معشوق صواب است ......

بخدا رفتنی ام پس گله آغاز نکن ..قصد آزردن این مرد غزل باز نک...

بازی خطرناکپارت : ۳۷ صبح، نور طلایی خورشید از پنجره‌های سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط