{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

zohre

zohre
بابا نان ندارد
چشمان درشت تخته سیاه بدون پلک زدن ،من وهمشاگردی هایم رازیرنظرداشت.

معلم قصه گو،برقانون سیاه تخته نوشت:

بابانان داد،بابا نان دارد،ان مردامد،ان مردزیرباران امد.

کسی ازپشت نیمکت خاطرات نسل سوخته براشفت وگفت:

اقااجازه!چرادروغ می گویید؟

…معلم اواری از یخ بر وجودش قندیل شد و با کمی مکث،گفت:دروغ چرا؟

همکلاسی گفت :پدرم نان نداد،پدرم نان ندارد،پدرم رفت ،هرگزنیامد.

پدرم زیرباران رفت ودیگرنیامد.

سکوتی خشن برشهرک سردکلاس فائق شد.

معلم، تن لخت تخته را ازدروغ پاک کردوبازغالی که درجیبش داشت نوشت:

بابانان نداد،بابانیامد،بابازیرباران رفت وهرگزنیامد!
دیدگاه ها (۷)

چشمان درشت تخته سیاه بدون پلک زدن ،من وهمشاگردی هایم رازیرنظ...

ول کن فقط یک گناه وجود داره اونمدزدیه و السلام .هر گناه دیگه...

رفتیو کردی منو تو غم زاده منم رفتم استاتیک کردم حروم..زاده😂

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

کاردستی پلی استیشن ۱ گرن استار

آنان که پدر را خدای خود میدانند!!!! کفرش به کنار عجب خدایی د...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

فیلم محصول در دایرکت

قوی باش و لبخند بزن.حتی اگه زندگی یه وقتایی آزارت میده🪷🌱#تکس...

آدمای #مهربون و سادهاحمق نیستن، فقط فکر میکننهمه مثل خودشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط