{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کتاب خواندیم، خندیدند!

کتاب خواندیم، خندیدند!
نوشتیم، خندیدند!
تنها شدیم، خندیدند!
عاشق شدیم، خندیدند!
جنگیدیم، خندیدند!
سکوت کردیم، خندیدند!
خندیدیم، عصبانی شدند!
حقیقت
چه انتظار عجیبی نشسته در دل ما
همیشه منتظریم و
کسی نمی آید ...
دیدگاه ها (۸)

دستانم را میتوانی ببندی پاهایم را می توانی ببندی دهانم را می...

بهشت و دوزخ ما در این جهان ، در دستان خود ماست ... نیکی پاسخ...

بیشعورها اصولا نسبت به همه چیز حالت تهاجمی دارند در جنگ حالت...

پیری و جوانی پی هم ، چون شب و روزند ما شب شد و روز آمد و بید...

Part ³³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)شروع ک...

_____پارت⁶ نفرین کوچولو_____میان عتیقه‌ ها قدم می‌زدم که ناگ...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #متن #متن_زیبا #متن_های_زیبا #زیبا #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط