با این همه دلتنگی و با این همه دوری
با این همه دلتنگی و با این همه دوری
می خواهمت ای خواسته ی غیر حضوری
روشن شده اینک به من و حضرت یعقوب
فرقی نکند بعد تو بینایی و کوری
گفتند که صبر است کلید فرج اما
دیدی که چه خاکی به سرم ریخت صبوری؟
گفتند بسوزیم نگفتند که تا کی؟
گفتند بسازیم نگفتند چه جوری؟!!
ای شوکت دیروز من ای حسرت امروز
حالا که شده زندگی ام زنده به گوری
بگذار کمی عطر پراکندگی ات را
بر تیره ترین خاک بپاشد گل سوری
می خواهمت ای خواسته ی غیر حضوری
روشن شده اینک به من و حضرت یعقوب
فرقی نکند بعد تو بینایی و کوری
گفتند که صبر است کلید فرج اما
دیدی که چه خاکی به سرم ریخت صبوری؟
گفتند بسوزیم نگفتند که تا کی؟
گفتند بسازیم نگفتند چه جوری؟!!
ای شوکت دیروز من ای حسرت امروز
حالا که شده زندگی ام زنده به گوری
بگذار کمی عطر پراکندگی ات را
بر تیره ترین خاک بپاشد گل سوری
- ۴۸۷
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط