فریاد از این عشق ،ڪه ماوای دلم بود
فریاد از این عشق ،ڪه ماوای دلم بود
عشقی ڪه برای من دیوانه،ستم بود
دلتنگ شدم فال گرفتم تو نبودی
فنجان من اینبار پر ازغصه و غم بود
یڪ قهوه پس از قهوه ی دیگر،چقدر تلخ
چون زهر، ولی عاقبتش دیده ی نم بود
انگار نه انگار ڪه من، از تو شڪستم
سهم من دیوانه، فقط قامت خم بود
از دور تو را دیدم و صد آه ڪشیدم
اینبار ولی فاصله ی ما دو قدم بود
عشقی ڪه برای من دیوانه،ستم بود
دلتنگ شدم فال گرفتم تو نبودی
فنجان من اینبار پر ازغصه و غم بود
یڪ قهوه پس از قهوه ی دیگر،چقدر تلخ
چون زهر، ولی عاقبتش دیده ی نم بود
انگار نه انگار ڪه من، از تو شڪستم
سهم من دیوانه، فقط قامت خم بود
از دور تو را دیدم و صد آه ڪشیدم
اینبار ولی فاصله ی ما دو قدم بود
- ۸۴۷
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط