سرویس امنیتی دیمن پارت دوازدهم
سرویس امنیتی دیمن پارت دوازدهم:
آکازا از خستگی رو مبل نشست
دوما:غذا آمده ست
کوکوشیبو و آکازا اومدن توی آشپزخونه و روی صندلی نشستن و مشغول غذا خوردن شدن
دوما:بعد از غذا بریم فیلم ببینیم یا جرعت یا حقیقت بازی کنیم؟
کوکوشیبو:جرعت یا حقیقت
آکازا:جرعت یا حقیقت
دوما:پس جرعت یا حقیقت بازی می کنیم
.
.
(بعد از غذا)
دوما:من بطری رو میچرخونم
بطری طرف آکازا و دوما افتاد
آکازا:جرعت یا حقیقت
دوما:حقیقت
آکازا:اممم....ها. بزرگترین دروغ زندگیت چی بوده؟
دوما:من تا حالا دروغ نگفتم
کوکوشیبو:پس اون موقع که به موزان گفتی شب بیدار بودی ولی شب خوابیده بودی چی پس اون دروغ نبود؟
دوما:اممم....آره..
.
.
بعد از یک ساعت جرعت یا حقیقت بازی کردن
آکازا:خستم شد بریم فیلم ببینیم
دوما:باشه
و این سه تا رفتن تا فیلم نگاه کنن
.
.
دوما:کی بستنی می خواد؟
کوکوشیبو و آکازا گفتن من
دوما هم رفت بستنی بیاره. دوما بستنی رو اورد . و سه تایی شروع به خوردن بستنی ها کردن
آکازا از خستگی رو مبل نشست
دوما:غذا آمده ست
کوکوشیبو و آکازا اومدن توی آشپزخونه و روی صندلی نشستن و مشغول غذا خوردن شدن
دوما:بعد از غذا بریم فیلم ببینیم یا جرعت یا حقیقت بازی کنیم؟
کوکوشیبو:جرعت یا حقیقت
آکازا:جرعت یا حقیقت
دوما:پس جرعت یا حقیقت بازی می کنیم
.
.
(بعد از غذا)
دوما:من بطری رو میچرخونم
بطری طرف آکازا و دوما افتاد
آکازا:جرعت یا حقیقت
دوما:حقیقت
آکازا:اممم....ها. بزرگترین دروغ زندگیت چی بوده؟
دوما:من تا حالا دروغ نگفتم
کوکوشیبو:پس اون موقع که به موزان گفتی شب بیدار بودی ولی شب خوابیده بودی چی پس اون دروغ نبود؟
دوما:اممم....آره..
.
.
بعد از یک ساعت جرعت یا حقیقت بازی کردن
آکازا:خستم شد بریم فیلم ببینیم
دوما:باشه
و این سه تا رفتن تا فیلم نگاه کنن
.
.
دوما:کی بستنی می خواد؟
کوکوشیبو و آکازا گفتن من
دوما هم رفت بستنی بیاره. دوما بستنی رو اورد . و سه تایی شروع به خوردن بستنی ها کردن
- ۶.۱k
- ۰۸ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط