پارت ۱۳
پارت ۱۳
انداختم رو تخت خیمه زد روم لبامو وحشیانه میخورد در حدی که مزه خون تو دهنم احساس کردم وحشیانه لباسمو درآورد کیسه مارک های دردناکی میزاشت سریع کمر بندشو درآورد هر کی ندونه فکر میکنه یکی دنبالشه سریع واردم کرد از درد به موهاش چنگ میزدم
ا.ت:اهههه جیمین..لطفا یکم...آروم تر
جیمین:نه بیب نه تا وقتی که خون نیاد تا صبح بیداریم
بعد ۲۰ راند کشید بیرون منو داگی کرد از پشت میکوبید بعد ۸ راند کشید بیرون انقدر گریه کرده بودم که بیهوش شدم ویو (جیمین)
رفتم حموم اومدم ا.ت رو تو بغلم محکم گرفتم من خیلی عاشقه ا.تم اما اون جیهو عوضی گفت که میخواد اونو ازم بگیره گفت که ا.ت اونو بیشتر از من دوست داره من تصمیم گرفت با سرد و خشن بودنم کاری کنم که ا.ت اگه بخاد هم نتونه بره برای اینکه از من بترسه و نره بیرون اینکارو میکنم ولی حدفم فقط نگه داشتن ا.ت هست اون نفسم هست زندگیمه....(دلم خواست من دلم خواست یکی برسه به دادم دلمو به مامانم سپردم🤣🤣)
انداختم رو تخت خیمه زد روم لبامو وحشیانه میخورد در حدی که مزه خون تو دهنم احساس کردم وحشیانه لباسمو درآورد کیسه مارک های دردناکی میزاشت سریع کمر بندشو درآورد هر کی ندونه فکر میکنه یکی دنبالشه سریع واردم کرد از درد به موهاش چنگ میزدم
ا.ت:اهههه جیمین..لطفا یکم...آروم تر
جیمین:نه بیب نه تا وقتی که خون نیاد تا صبح بیداریم
بعد ۲۰ راند کشید بیرون منو داگی کرد از پشت میکوبید بعد ۸ راند کشید بیرون انقدر گریه کرده بودم که بیهوش شدم ویو (جیمین)
رفتم حموم اومدم ا.ت رو تو بغلم محکم گرفتم من خیلی عاشقه ا.تم اما اون جیهو عوضی گفت که میخواد اونو ازم بگیره گفت که ا.ت اونو بیشتر از من دوست داره من تصمیم گرفت با سرد و خشن بودنم کاری کنم که ا.ت اگه بخاد هم نتونه بره برای اینکه از من بترسه و نره بیرون اینکارو میکنم ولی حدفم فقط نگه داشتن ا.ت هست اون نفسم هست زندگیمه....(دلم خواست من دلم خواست یکی برسه به دادم دلمو به مامانم سپردم🤣🤣)
۵.۳k
۱۷ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.