{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:17
ویو مین سول
امروز آخر هفته بود و همچنین پارتی تولد الارا!
با اینکه ازش اصلا خوشم نمیومد ولی چان گفت که مجبوریم بریم
هنوز وقت اضافه برای آماده شدن داشتم پس زنگ زدم جیسونگ تا اوضاع رو ازش بپرسم
+الو سنجاب
-سلام خوبی مین سول؟
+اوهوم من خوبم
+چه خبر؟
-از چی؟
+خنگ!منظورم اعترافته!
-آهان،هنوز بهش نگفتم!
+چرااا؟
-خب شرایطش پیش نیومده!همینجوری برم بهش بگم من ازت خوشم میاد
+خب از اون موقع سراغی ازت نگرفته یا بهت زنگ نزده؟
-نه هیچ خبری ازش نیست!احساس میکنم حسی بهم نداره شاید منظور حرفاش یکی دیگه بود،اگه حسی بهم داشت حداقل یه سراغی ازم می‌گرفت!
+هی پسر نفوذ بد نزن شاید سرش شلوغ بوده منم مدت کوتاهی چان و میبینم سرشون شلوغه!
-امیدوارم اینطور باشه!
+اوهوم من دیگه میرم کاری نداری؟
-نه خداحافظ!
+خدافظ
مینهو احمق!چرا هیچ سراغی ازش نگرفته؟
باید رابطه این دو نفر و درست کنم
تصمیم گرفتم فعلا آماده شم و وقتی چان اومد راجبش باهاش حرف بزنم
رفتم یه دوش چند دقیقه ای گرفتم و رفتم جلوی آینه اول یه آرایش لایت انجام دادم و موهام و کرلی کردم
لباسم یه دکلته مشکی تقریبا کوتاه بود
بعد از اینکه لباسم و پوشیدم صدای در اتاق اومد
ویو بنگچان
امشب شب پارتی بود میخوام مین سول و سوپرایز کنم چیزی که حتی فکرش و نمیکنه
بعد از اینکه کاملا آماده شدم رفتم در اتاق مین سول و زدم
-بیا تو چانی!
در و باز کردم
با دیدن مین سول یه لحظه انگار زمان وایستاد اون با موهای مشکی کرلی شده و اون لباس دکلته که به خوبی اندام خوش فرمش به خوبی دیده میشد
-خوب شدم؟
+الان دلم میخواد بیشتر بپرستمت!
با این حرفم مین سول تکخنده ای کرد
-چان گردنبندمو برام میبندی؟
+باشه!
به طرف مین سول رفتم و موهاش و کنار زدم تا گردنبند شو براش ببندم بعد از اینکه گردنبند و بستم پای گوشش زمزمه کردم
+خانوم کیم فکر نمی‌کنید امشب بیش از اندازه زیبا شدید؟*نیشخند*
مین سول به طرفم برگشت و گفت
-این بده؟
+نه!فقط بیش از حد خوبه!
+حس نمیکنی لباست یکم مناسب نیست؟
-کجاش بده؟
+کوتاهه!
-این که اصلا کوتاه نیست!
+فقط نمیخوام ازم بدزدنت!
-پس داری حسودی میکنی؟*خنده*
+شاید!؟
-نگران نباش من مال خودتم آقای کریستوفر!
با این حرف مین سول نیشخندی زدم و بوسه ی آرومی روی لباش کاشتم
+چشمات و یه لحظه ببند!
-چرا؟
+تو ببند!
بعد از اینکه مین سول چشماش و بست جعبه رو کف دستش گزاشتم
-این چیه؟
+بازش کن خودت میفهمی!
بعد از اینکه جعبه رو باز کرد به وضوح میتونستم برق توی چشماش و ببینم
-چان این؟!
+آره،انگشتر کاپلیه!
یکی از انگشتر ها رو برداشتم تا دست مین سول کنم
+اسم من روی انگشتر تو خیلی ریز حک شده و اسم تو روی انگشتر من حک شده!
انگشتر و دست مین سول کردم
-چان این خیلی خوشگله!
+اینجوری همه میدونن مال منی!
مین سول اومد جلو و بغلم کرد
-دوست دارم چان
+ولی من عاشقتم!
-چان یه موضوعی!
+جانم؟
-راجب مینهو و جیسونگ!
+اون دو تا؟
-اوهوم
-اون دو تا از هم خوششون میاد!
+واقعا؟
-آره!مینهو غیر مستقیم به جیسونگ اعتراف کرده و جیسونگ هم میخواد بهش اعتراف کنه ولی فعلا جیسونگ از اینکه مینهو این چند وقت سراغشو نگرفته ناراحته و فکر میکنه مینهو دوسش نداره!
+راستش متوجه مینهو شده بودم ولی فک نمیکردم واقعا حسش درست باشه!
-میخوام با مینهو حرف بزنی و بهش بگی که جیسونگ هم دوسش داره تا بره سراغش!
+باشه باهاش حرف میزنم
ویو الارا
صحبت تلفنی
-این دفعه چه نقشه ای توی ذهنت داری الارا؟[یه توضیح اینجا داره با همون ناشناسه حرف میزنه]
+میدونی که من بدون نقشه هیچوقت کارامو پیش نمیبرم حتی موقع تولدم!
-از این طرز فکرت خوشم میاد!حالا بگو نقشت چیه؟
+میخوام کاری کنم امشب کریستوفر با من بخوابه!
-ولی چطوری؟فکر میکنی با وجود اون دختر میتونی؟
+اونش دیگه به خودم ربط داره!
-باشه موفق باشی!من باید برم
+اوهوم خداحافظ!
کریستوفر امشب تو رو مال خودم میکنم!

شرط:۷ تا بازنشر/۳۰ تا کامنت/۴۰ تا لایک🍒
دیدگاه ها (۳۳)

میخوام کاری کنم سکته مغزی و قلبی و همه چیز و با هم تجربه کنی...

ورژن مکنه لاین به نام خدا سکتههههه😭😭😭🛐🛐🛐🛐🛐🛐با لایک و کامنت ه...

خلاصه باهامون درگیر نشو مشتی تا به گوه خوردن نندازیمت ول کن ...

پس باهامون دهن به دهن نشو اوکی؟(الانم خواهشا همه به خودشون ن...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:6ویو مین سولالان چند روزی میگذره که دارم با چا...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:18پارتی::ویو مین سولوقتی به پارتی رسیدیم فکر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط