{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان عاشق شدن در دنیای وارونه

رمان عاشق شدن در دنیای وارونه


p6


یواش یواش ، با قدم های آروم ...
مخفیانه وارد عمارت شدم ...
اونجا نسبتا خالی از سکنه بود ...

برای همین راحت تر تونستم ، وارد عمارت بشم ...



با شنیدن صدای یک زن ، سر جام خشکم زد ...

زن : تو کی هستی ... ؟
جزو خدمتکار های جدید هستی ؟!
فکر کنم قبلا تو رو یه جایی دیدم !



یونا در ذهنش فکر کرد :
بهترین کار اینه که خودمو به عنوان خدمتکار معرفی کنم ؛بهتره هویت اصلی‌ام رو بهش نگم.


یونا در حالیکه لبخند مصنوعی زده بود ، برگشت و گفت : بله خانم من خدمتکار جدید هستم ، جانگ سالی،
لطفا سالی صدام کنید .


و زن در جواب یونا گفت :
سالی به عمارت خوش‌آمدی...
می‌تونی منو آجوما صدا کنی ، من سرپرست کارکنای عمارتم ؛
بیا تا عمارت رو بهت نشون بدم ❤


یونا : بله ، آجوما


آجوما : فقط سالی ، اینجا نسبت به کارای عمارت خدمتکار های کمی داریم برای همین باید بیشتر از حد معمول کار کنی.


" ویو یونا "
اینجا واقعا عمارت بزرگیه ، فکر کنم پیدا کردن هینا بیشتر از اون چیزی که تصور می‌کردم قراره طول بکشه...

ولی از حق نگذریم خیلی عمارت خفنیه‌هاا !


آجوما : اینجا کتابخانه عمارته ،
هزاران ساله که این عمارت به ساخته شده ؛ اینجا از تاریخ عمارت گرفته تا از هر چیزی که فکرشو بکنی ...
کتاب نوشته شده ولی باید اجازه شخص ارباب رو داشته باشی تا بهت اجازه ورود بدن ... !


و همینطور که ارباب یه کتابخانه خصوصی داره که فقط خودشون و ملازم شخصی‌شون اجازه ورود دارن ....


یادم رفت بهت بگم ، برای استفاده از کتابخانه باید ساعت های ۸ تا ۱۲ ظهر بری



یونا : که اینطور ...

" یه جوری می‌گن باید اجازه شخص ارباب رو داشته باشی انگار می‌خوام کتابخانه به ابن بزرگی رو ببخشید ببخشید، بخورم 😐😅💔
والا به خدا ... "


آجوما : خب اینجاهم آشپزخونه است ؛ غذای کارکنان و ارباب اینجا پخته میشه.

باید سر ساعت بیای برای صرف غذا ، وگرنه چیزی بهت نمی‌رسه .


کنار محوطه ی آشپزخونه رخت‌شور خونه قرار داره و کنار رخت‌شور خونه خیاط خونه است .


آجوما : خب سالی تمام چیزهایی که باید می‌دونستی بهت گفتم ، محل اقامتت رو بهت نشونت میدم...
فردا صبح کارت توی عمارت شروع میشه موفق باشی ❤


" چند مین بعد "


" یونا "

آجوما اول از همه بهم لباس کارکنان و لباس راحتی داد ، لباسام رو عوض کردم .

و بعد چند دقیقه آجوما واسم غذا آورد .

سوپ گوجه به همراه چند عدد نون و مقداری آب ...

وقتی غذا رو تموم کردم ظرف ها رو به آجوما دادم و قبل از اینکه که متوجه بشم توی رخت‌خواب گرم و نرم به خواب رفتم .....
دیدگاه ها (۰)

عاشق شدن در دنیای وارونه p5داشتم یه چیزایی می‌دیدم که محو تم...

عاشق شدن در دنیای وارونه p4قبل از اینکه به هینا برسم...احساس...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط