بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه🍷🔪
+کجا داریم میریم؟
برگشت نیم نگاهی بهم انداخت
_مرکز خرید
سری تکون دادم
خرید کردن خیلی خوب بود ، خیلی بهم آرامش میداد
ماشین و پارک کرد
پیاده شدیم
+ چی برات بخرم؟ چی نداری...
زمزمه کردم
_فقط چیزایی که ندارم و بهت بگم یا همه چیزو؟
لبخندی زد
+تو جون بخواه من برات جورش میکنم خب؟
دستشو گرفتم
حس غرور میکردم وقتی کنارش راه میرفتم
جذاب بود!
دل هر دختری رو میلرزوند
و من از این میترسیدم که نکنه این علاقه ای که به من داره الکی باشه؟
نکنه یه روز علاقش بهم ته بکشه
طبق معمول هرجا که لباس بود اونجا کشیده میشدم
دستشو گرفتم و سمت لباسا رفتیم
+کدوم بهم میاد
نیم نگاهی به لباسی که جذب و مجلسی بود کرد
به فروشنده اشاره کرد که بیارتش
با تعجب نگاهش کردم
+مشکی؟
چشماشو باز و بسته کرد
پارت صد پنجاه🍷🔪
+کجا داریم میریم؟
برگشت نیم نگاهی بهم انداخت
_مرکز خرید
سری تکون دادم
خرید کردن خیلی خوب بود ، خیلی بهم آرامش میداد
ماشین و پارک کرد
پیاده شدیم
+ چی برات بخرم؟ چی نداری...
زمزمه کردم
_فقط چیزایی که ندارم و بهت بگم یا همه چیزو؟
لبخندی زد
+تو جون بخواه من برات جورش میکنم خب؟
دستشو گرفتم
حس غرور میکردم وقتی کنارش راه میرفتم
جذاب بود!
دل هر دختری رو میلرزوند
و من از این میترسیدم که نکنه این علاقه ای که به من داره الکی باشه؟
نکنه یه روز علاقش بهم ته بکشه
طبق معمول هرجا که لباس بود اونجا کشیده میشدم
دستشو گرفتم و سمت لباسا رفتیم
+کدوم بهم میاد
نیم نگاهی به لباسی که جذب و مجلسی بود کرد
به فروشنده اشاره کرد که بیارتش
با تعجب نگاهش کردم
+مشکی؟
چشماشو باز و بسته کرد
- ۲.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط