بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه یک🍷🔪
از فروشنده لباس و گرفت دستم داد
+برو داخل پرو کن
لباس و گرفتم توی دستم و به لباس نگاه کردم
یکم زیادی جذب و باز بود
از پشت زیپ میخورد
+بریم خونه پروش کنم برات؟
تای ابروشو بالا انداخت و گفت
_همینجا پرو کن ببینم توی تنت!!
دلم میخواست لجبازی کنم باهاش ولی حس میکردم این کارم مساوی باشه بت تور پهن کردن دختر فروشنده ای که داشت با چشماش کوروش میخورد...
با ناز چشمامو باز و بسته کردم
+فقط زیپ داره میای ببندی؟
اره ای گفت
_تو برو من بپوش ، تموم شد بگو بیام ببندمش...
باشه ای گفتم
به سمت اتاق پرو حرکت کردم
لباسامو آویزون کردم و لباس تور مشکی رنگ و تنم کردم
چون لباس زیرم سفید بود کاملا مشخص بود
دستم به زیپش نرسید
ناچار صدامو بلند کردم
+کوروش
همینجوری به پشت بودم که یهو در اتاق پرو باز شد
هیچکس جرعت نداشت جز کوروش باشه
از این مطمعن بودم
برای همین برنگشتم
حتی بوی عطر کوروش هم مهر تایید بود روی این حس و فکر من
خوب خوب بچه ها قول دادم اخرشب پارت میزارم بفرمایید تقدیم نگاه قشنگتون🥺🥺🫂
پارت صد پنجاه یک🍷🔪
از فروشنده لباس و گرفت دستم داد
+برو داخل پرو کن
لباس و گرفتم توی دستم و به لباس نگاه کردم
یکم زیادی جذب و باز بود
از پشت زیپ میخورد
+بریم خونه پروش کنم برات؟
تای ابروشو بالا انداخت و گفت
_همینجا پرو کن ببینم توی تنت!!
دلم میخواست لجبازی کنم باهاش ولی حس میکردم این کارم مساوی باشه بت تور پهن کردن دختر فروشنده ای که داشت با چشماش کوروش میخورد...
با ناز چشمامو باز و بسته کردم
+فقط زیپ داره میای ببندی؟
اره ای گفت
_تو برو من بپوش ، تموم شد بگو بیام ببندمش...
باشه ای گفتم
به سمت اتاق پرو حرکت کردم
لباسامو آویزون کردم و لباس تور مشکی رنگ و تنم کردم
چون لباس زیرم سفید بود کاملا مشخص بود
دستم به زیپش نرسید
ناچار صدامو بلند کردم
+کوروش
همینجوری به پشت بودم که یهو در اتاق پرو باز شد
هیچکس جرعت نداشت جز کوروش باشه
از این مطمعن بودم
برای همین برنگشتم
حتی بوی عطر کوروش هم مهر تایید بود روی این حس و فکر من
خوب خوب بچه ها قول دادم اخرشب پارت میزارم بفرمایید تقدیم نگاه قشنگتون🥺🥺🫂
- ۲.۰k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط