پارت

پارت ۴

لباسش خیلی بهش میومد دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم

تهیونگ : همین الان تو دستیار شخصی منی

لین : چی؟ دستیار شخصی؟
یعنی چی؟

تهیونگ : برو تا اجوما برات توضیح بده
برای دستیار شخصی بودن برات حقوق هم میدم

لین : واقعاا واییی خیلی ممنونم

اجوما : بیا این لباسو بپوش

لین : اینکه خیلی بازه

اجوما : باید بپوشیش

لین : میگم دستیار شخصی یعنی چی؟

اجوما : یعنی بزاری هر کاری که رئیس خواست باهات بکنه

لین : مثلا چی کار؟

اجوما : س.ک.س یا خوابیدن

لین : چییی؟؟؟😳😳😧

اجوما : برو تو اتاق رئیس منتظره
 
ویو لین

رفتم تو اتاق دیدم که دراز کشیده رو تختش داره کتاب میخونه از تو اینده اسم کتابش رو خوندم

لین: امم ... میگم ....چیزه ..کاری نمیخوای بکنم برات
مثلا ابی غذایی چیزی نمیخوای؟

تهیونگ : انگار اجوما برات نگفته که قراره چیکار بکنی؟

لین : نه گفته

ویو لین

یهو دیدم بلند شد لباسشو در اوورد بدن خیلی پر عضله ای داشت خیلی ترسیده بودم اومد نزدیکم انقدر اومد که فاصله ی خیلی کمی بینمون بود حوله شو برداشت و رفت سمت حموم با خودم گفتم اونقدرا هم آدم هولی نیست ( تازه فهمیدی؟)

خستم شد نشستم رو تخت از خستگیه زیاد همونجا خوابم برد صبح بیدار شدم دیدم که تو بغل تهیونگم داشتم از خجالت ذوب میشدم ولی از یجایی محو زیبایی تهیونگ شدم یهو دیدم لباسم ناجوره بلند شدم

ویو تهیونگ ( دیشب وقتی تو حموم بود )

از حموم اومدم دیدم که لین روی تختم خوابش برده شلوار و رکابی پوشیدم و روش پتو انداختم عارنجمو گذاشتم رو بالشت و محو خوشگلیش شدم جوری که دوست داشتم فقط مال خودم باشه انقدر نگاش کردم تا خوابم برد
فردا صبح که بیدار شدم اون هنوز خواب بود دیدم که توی بغلمه و دامنش اومده بالا و س.ی.نش از لباسش بیرون اومده بود میخواستم از تو بغلش بیام بیرون که یهو اون بیدار شد داشت با خودش حرف میزد یهو بلند شد منم بلند شدم

لین : ای وای ببخشید من اینجا خوابم برده بود

تهیونگ : اشکالی نداره

یهو تهیونگ بلند شد و دستاش رو این ور و اون ور لین گذاشت و لین رو خوابوند همونموقع لین روش کراش زد و فقط داشت نگاش میکرد

تهیونگ : امشب ساعت ۸ بیا اتاقم

و بعد پا شد از روش لین خشکش زده بود تهیونگ رکابیش و شلوارش رو در اوورد و لین چشماش رو بست تهیونگ پوزخندی زد و دست لین رو از روی چشماش برداشت

تهیونگ : تو که قرار هست امشب ل.خ.ت منو ببینی پس نیازی به خجالت نیست

لین هم استرس داشت و هم بدش نمیومد
ساعت : 8:00

اجوما : بیا اینو بپوش و برو بالا

لین : اینو کی خریده؟

اجوما : رئیس برات خریده

ویو لین

اون لباس واقعا باز بود ( عکسشو میزارم ) رفتم پوشیدمش
دیدگاه ها (۰)

لباس لین به عنوان خدمتکار شخصی

مرسیی خوجملبمونی برام

لباس خدمتکاری لین

پارت ۳مردک : برو بگو بزرگترت بیادتهیونگ سرشو اوورد بالا یه پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط