_دختری، عشوه نکن. فعلِ کشیدن قدغن
_دختری، عشوه نکن. فعلِ کشیدن قدغن
_چون گل اندام شدی، غنچه دریدن قدغن
_روسری روی سرت، ترش بکن صورت خود
_نرم و آهسته برو، جلف دویدن قدغن
_انجمن میروی و دست و دلم لرزان است
_نکند شعر شوی؟!! شعر شنیدن قدغن
_پشت دیوار بغل، گرگ کمین کرده نرو
_میشِ پروار نشو، میل چریدن قدغن
_حجله ای ساخته ام امن، به زیبایی قصر
_زود لبخند بزن، آه کشیدن قدغن
_بغض، احساس، نفس، جیغ زدن هم ممنوع...
+پر شده چوب خط از حدّ ِ شدیدا ً قدغن
+مرگ زیبا شده در این قفس اعیانی
_هیسس... فریاد نزن. پرده دریدن قدغن
_چون گل اندام شدی، غنچه دریدن قدغن
_روسری روی سرت، ترش بکن صورت خود
_نرم و آهسته برو، جلف دویدن قدغن
_انجمن میروی و دست و دلم لرزان است
_نکند شعر شوی؟!! شعر شنیدن قدغن
_پشت دیوار بغل، گرگ کمین کرده نرو
_میشِ پروار نشو، میل چریدن قدغن
_حجله ای ساخته ام امن، به زیبایی قصر
_زود لبخند بزن، آه کشیدن قدغن
_بغض، احساس، نفس، جیغ زدن هم ممنوع...
+پر شده چوب خط از حدّ ِ شدیدا ً قدغن
+مرگ زیبا شده در این قفس اعیانی
_هیسس... فریاد نزن. پرده دریدن قدغن
- ۵۵۲
- ۰۶ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط