...
...
بس که آن لبخند سحر دلفریبی ساخته است
آدمی مثل من از دنیا به سیبی ساخته است
خاکیان بالاتر از افلاکیان می ایستند
عشق از آدم چه موجود غرییبی ساخته است
دوستی در پیرهن دارم که با من دشمن است
اعتماد از من برای من رقیبی ساخته است
زَهر می نوشاند و من شهد می پندارنش
عقل ظاهر بین ،چه تردید عجیبی ساخته است
هر چه می بارد بر این صحرا نمی روید گلی
چشم شور از من چه خاک بی نصیبی ساخته است
من دوای درد خود را می شناسم روزگار
از دل بیمار من دیگر طبیبی ساخته است
دل به شادی های بی مقدار این عالم مبند
زندگی تنها فرازی در نشیبی ساخته است
فاضل_نظری
بس که آن لبخند سحر دلفریبی ساخته است
آدمی مثل من از دنیا به سیبی ساخته است
خاکیان بالاتر از افلاکیان می ایستند
عشق از آدم چه موجود غرییبی ساخته است
دوستی در پیرهن دارم که با من دشمن است
اعتماد از من برای من رقیبی ساخته است
زَهر می نوشاند و من شهد می پندارنش
عقل ظاهر بین ،چه تردید عجیبی ساخته است
هر چه می بارد بر این صحرا نمی روید گلی
چشم شور از من چه خاک بی نصیبی ساخته است
من دوای درد خود را می شناسم روزگار
از دل بیمار من دیگر طبیبی ساخته است
دل به شادی های بی مقدار این عالم مبند
زندگی تنها فرازی در نشیبی ساخته است
فاضل_نظری
- ۱.۲k
- ۲۵ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط