رفته ای فهمیده ام گاهی سفر هم خوب نیست
رفته ای، فهمیده ام گاهی سفر هم خوب نیست
عکس تو چیزی نمی گوید، اگر هم خوب نیست
بودنت هر چند جز سردرد سوغاتی نداشت
حال و روز خانه ی بی دردسر هم خوب نیست
از اتاق تو صدای ساز و قمری پر زده است
خوانساری خسته می خواند، قمر هم خوب نیست
چای خانه بی تو تلخ و سرد و سنگین می شود
چای قهوه خانه ی زیر گذر هم خوب نیست
خواستم تا مست باشم، بی خبر از هر کسی
بعد دیدم مست از تو بی خبر هم خوب نیست
چشم های من به در می خشکد اما چاره چیست؟
چشم خشکیده بد است و چشم تر هم خوب نیست
گرچه محکم می شود با درد دوری، دوستی
کش بیاید قهر از این بیشتر هم خوب نیست
کاش تجدید نظر می کردی، اما گفته ای:
«دیدن شاعر جماعت، یک نظر هم خوب نیست
سلیم رزم آفرین
#سفر#عشق#فاصله#خفقان
عکس تو چیزی نمی گوید، اگر هم خوب نیست
بودنت هر چند جز سردرد سوغاتی نداشت
حال و روز خانه ی بی دردسر هم خوب نیست
از اتاق تو صدای ساز و قمری پر زده است
خوانساری خسته می خواند، قمر هم خوب نیست
چای خانه بی تو تلخ و سرد و سنگین می شود
چای قهوه خانه ی زیر گذر هم خوب نیست
خواستم تا مست باشم، بی خبر از هر کسی
بعد دیدم مست از تو بی خبر هم خوب نیست
چشم های من به در می خشکد اما چاره چیست؟
چشم خشکیده بد است و چشم تر هم خوب نیست
گرچه محکم می شود با درد دوری، دوستی
کش بیاید قهر از این بیشتر هم خوب نیست
کاش تجدید نظر می کردی، اما گفته ای:
«دیدن شاعر جماعت، یک نظر هم خوب نیست
سلیم رزم آفرین
#سفر#عشق#فاصله#خفقان
- ۲.۰k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط