بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرس

بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرس
که از جهان ز غمت زار زار می‌گذرد

بر آن شکسته دلی رحم کن ز روی کرم
که ناامید ز درگاه یار می‌گذرد

چه باشد ار بگذاری که بگذرم ز درت؟
که بر درت ز سگان صدهزار می‌گذرد
دیدگاه ها (۱)

۲۰ مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد 🪷نیست در شهر نگاری که...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

بر آن شکسته دلی رحم کن ز روی کَرَمکه ناامید ز درگاه یار می‌گ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ای باد صبا، به کوی آن یار گر بر گذری ز...

‍ ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟چه باشد ار رخ خوبت بدین...

هبوط... تو چو سرنای منی بی‌لب من ناله مکنتا چو ...

جان من ، از جان گذشتن کار مشتاقان بود

مدار خلق به فکر محال می‌گذرد

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهمبگذار در جدا شدن از یار جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط