{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت

وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت

از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم که

فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...
دیدگاه ها (۱)

زندگی یک پاداش است نه یک مکافاتفرصتی است کوتاه! تا ببالیبیاب...

خدا به قلب کوچکم وسعت ده تا بتوانم بزرگیت را درک کنمو در دری...

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با توتمام گامهای مانده اش با...

از 3 نفر هرگز متنفر نباش:فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها... ...

bts

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

رمان تهیونگ

part 15

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط