{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟

بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟
راهـیِ یک عشق زیبـا و پـُر از رؤیـا شوم؟
من بگیرم دست هایت را بـه دستِ باورم
فارغ از غم های این دنیـای پُر سودا شوم
همچو پروانـه بچرخم گِردِ روی چون گُلت
مونست هرلحظه و هرجای این دنیا شوم
باغِ چشمانت همیشه پُربهارو پُر گُل است
در میـانِ بازوانـت، مست و بی پروا شوم
با بهـانـه، بی بهانـه هی شوم دلتنگِ تـو
تـوی چشمانِ نجیبت یک مـهِ زیبـا شوم‌
دیدگاه ها (۴)

یک نفر هست که ارام کند جانم رااو طبیبیست که ماهر شده درمان...

سوز دل از ساز دل با راه دل، دل را نوشتدل به دلدارش رسید با ش...

وقتے دلت غم است بخندے لبت غم استماه هزار برڪه براے دلت ڪم اس...

بهار عاطفه زرد است برگردهوای خاطره سرد است برگردمیان کلبه ی ...

تاآخرزندگیت هیچ کسی مثل من عاشقت نمیشه تو پیر میشی.......ولی...

عاشقانه باجانانم

بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟ راهـیِ یک عشق زیبـا ...

یا علی علیه السلام

ای داد گر!

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

گاهی زندگی ، رسالتش یادآوریِ خاطره هاست . آدم را پرت می کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط