{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از نگاه بد و از پچ پچ و از ولوله ها

از نگاه بد و از پچ پچ و از ولوله ها
حنجره پر شده از بغض و دلم از گله ها

این غم انگیزترین شعر همه شاعرهاست
غیر از این نیست سرانجام بدِ فاصله ها

غزلم حسرت یک بوسه به دل داشت ولی
همه شب خفته در آغوش همه مسئله ها

رهگذر در دل خود شعر زمستان می خواند
کو پناهی به دلم در پس این قافله ها

تو نبودی و پر از حسرت دیدار دلم
دل من قرص به دستان تو در زلزله ها

#محمد_عسگری
دیدگاه ها (۵)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبن...

من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبن...

من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبن...

من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبن...

من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبن...

من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبن...

من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبن...

🍒🌱من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم می...

استکان غزلم پر شده از دلتنگی واژه در عمق دلم بشکسته من کجا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط