{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاموش شد گدازه ی عشقی که داشتم

خاموش شد گدازه ی عشقی که داشتم
لرزید و ریخت سازه ی عشقی که داشتم

گفتم شراب می شود امّا خراب شد
انگورهای تازه ی عشقی که داشتم

مسدود شد مسیر نگاهت به روی من
از دست رفت بازه ی عشقی که داشتم

دیوار و دَر،حضور مرا منع می کنند
ممنوع شد اجازه ی عشقی که داشتم

افسوس می خورم که چرا زود بسته شد
در قلب تو مغازه ی عشقی که داشتم

#علیرضا_رضائی
دیدگاه ها (۱۲)

مخور صائب فریب زهد از عمامه زاهدکه در گنبد ز بی عقلی صدا بسی...

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارمبه آزار دلم کوشد دل‌آزا...

از نگاه بد و از پچ پچ و از ولوله هاحنجره پر شده از بغض و دلم...

ای دل مشو از چشم فریبنده تو سر مستبر هر کس و ناکس مده یک ثان...

#پارت14#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم----------------------------...

P/26قبول کردن حقیقت برای انسان ها،اولین قدم به سوی موفقیت مح...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹¹..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨سریع دستاش رو قاب صورت دوستش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط