عشق یا نفرت
عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P²⁴
الا:سلااااام
ا/ت:بهبه..سلام..
الا:وایییی..اینو تو طراحی هات ندیده بودمم
ا/ت:اینو خریدم طراحی نکردم😂🎀
الا:بهت میاد..
ا/ت:خب بریم
(کره=ساعت 10:24 AM)
*بیدار شدم،خیلی خسته بودم،هیچی از دیشب یادم نمیومد،خواستم بلند بشم اما دو تا مورد بود،یک اینکه لخت بودم،دو اینکه یکی بغلم بود،با ترس سرم رو برگردوندم،اون جونگکوک بود،اما اینجا نه خونه خودش بود نه خونه پدربزرگ،خواستم بلند بشم اما دستش محکم شد و رگش زد بیرون*
جونگکوک:نرو(هنوز خوابه)
ا/ت:ولم کن
جونگکوک:نه..تنهام نزار(توی خواب)
ا/ت:
*به هر حال بلند شدم،لباسم رو پیدا کنم،پوشیدمش،جلوی اینه رفتم،موهام رو درست کردم،خیلی عادی رفتم بیرون،پاهام درد میکرد و نمیتونستم خوب راه برم،یکی اومد جلوم*
ا/ت:بله؟
+:صبح بخیر خانم جئون..چی میل دارید؟
ا/ت:چی؟
+:(لبخند)درک میکنم دیشب مست بودید و به هتل اومدید
ا/ت:صبر کن..اینجا هتله؟
+:بله..
ا/ت:تو..تو دیشب من رو دیدی؟
+:بله..همه دیدن..
ا/ت:کسی از ما عکس گرفت؟
+:اقای جئون خودشون دیشب به چند تا عکاس گفتن بیاد..
ا/ت:یعنی از ما عکس گرفته شده؟(تعجب)
+:بله..
*گوشیم رو به سرعت در اوردم،رفتم توی اینستا،کلش عکس های ما بود،من توی بغل جونگکوک بودم و جونگکوک به لبام خیره شده بود،ی ویدیو بود،ویدیو رو شروع کردم دیدن*
_:اقای جئون اقای جئون..شما و خانم جئون توی رابطه اید؟
جونگکوک:نه..اما نمیتونم اجازه بدم یکی از جئون ها ابروی همه جئون ها رو ببره
☆خودمم نفهمیدم☆
*از اعصبانیت دلم میخواست جیغ بزنم*
+:خانم جئون؟حالتون خوبه؟
ا/ت:خوبم(از هتل خارج شدم)
ادامه دارد...
(طابع قوانین ویسگون)
P²⁴
الا:سلااااام
ا/ت:بهبه..سلام..
الا:وایییی..اینو تو طراحی هات ندیده بودمم
ا/ت:اینو خریدم طراحی نکردم😂🎀
الا:بهت میاد..
ا/ت:خب بریم
(کره=ساعت 10:24 AM)
*بیدار شدم،خیلی خسته بودم،هیچی از دیشب یادم نمیومد،خواستم بلند بشم اما دو تا مورد بود،یک اینکه لخت بودم،دو اینکه یکی بغلم بود،با ترس سرم رو برگردوندم،اون جونگکوک بود،اما اینجا نه خونه خودش بود نه خونه پدربزرگ،خواستم بلند بشم اما دستش محکم شد و رگش زد بیرون*
جونگکوک:نرو(هنوز خوابه)
ا/ت:ولم کن
جونگکوک:نه..تنهام نزار(توی خواب)
ا/ت:
*به هر حال بلند شدم،لباسم رو پیدا کنم،پوشیدمش،جلوی اینه رفتم،موهام رو درست کردم،خیلی عادی رفتم بیرون،پاهام درد میکرد و نمیتونستم خوب راه برم،یکی اومد جلوم*
ا/ت:بله؟
+:صبح بخیر خانم جئون..چی میل دارید؟
ا/ت:چی؟
+:(لبخند)درک میکنم دیشب مست بودید و به هتل اومدید
ا/ت:صبر کن..اینجا هتله؟
+:بله..
ا/ت:تو..تو دیشب من رو دیدی؟
+:بله..همه دیدن..
ا/ت:کسی از ما عکس گرفت؟
+:اقای جئون خودشون دیشب به چند تا عکاس گفتن بیاد..
ا/ت:یعنی از ما عکس گرفته شده؟(تعجب)
+:بله..
*گوشیم رو به سرعت در اوردم،رفتم توی اینستا،کلش عکس های ما بود،من توی بغل جونگکوک بودم و جونگکوک به لبام خیره شده بود،ی ویدیو بود،ویدیو رو شروع کردم دیدن*
_:اقای جئون اقای جئون..شما و خانم جئون توی رابطه اید؟
جونگکوک:نه..اما نمیتونم اجازه بدم یکی از جئون ها ابروی همه جئون ها رو ببره
☆خودمم نفهمیدم☆
*از اعصبانیت دلم میخواست جیغ بزنم*
+:خانم جئون؟حالتون خوبه؟
ا/ت:خوبم(از هتل خارج شدم)
ادامه دارد...
- ۱۶.۹k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط