{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری

ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری
کار من از تو درهم روز من از تو تاری

گر نیستی تن من تا چند گوژپشتی
ور نیستی دل من تا چند بیقراری

کردی سیاهکارم تا کی سفیدچشمی
کردی سفید چشمم تا کی سیاهکاری

تا رسم روزگارت شد آفتاب‌پوشی
رسم منست تا روز هرشب ستاره باری

جز توکدام هندو بر دل زند شبیخون
جز تو کدام جادو بر مه کند سواری

مار ار نیی بگنجت از چیست پاسبانی
ابر ار نیی به مهرت از چیست پرده‌داری

آزر نیی چگونه لعبت همی تراشی
مانی نیی چگونه صورت همی نگاری

داود گر نیی تو با جوشنت چه بازی
هاروت گر نیی تو با زهره‌ات چه یاری

کلک موید دین گر نیستی پس از چه
همواره عنبر تر بر سیم ساده باری

حاجی که هست هر فرد از جزو مدحت او
بر دفتر سعادت سرلوح کامگاری

آن نور و چشم بینش وان رحمت خدایی
آن فر آفرینش وان فیض کردگاری


قاآنی
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی میگن (یکی بود یکی نبود )یادت می یاد پشت اون یکی بود و ی...

یکی بود یکی نبودتو این دنیا روزی نبودآدمی بود که خسته بودعاش...

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهاییچه شود کز دلم امروز گره بگشا...

تو را رسمست اول دلربایینخستین مهر و آخر بی‌ وفاییدر اول می‌ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط