ببخشید بچه ها پارت 10 طولانی بود مجبورم که نصفش رو اینجا
ببخشید بچه ها پارت 10 طولانی بود مجبورم که نصفش رو اینجا بزارم
سرپ : تنها نگرانی که نداشتم راجب همین موضوع بوده 😏
راند دوم :
دخترا شروع کردم به بازی کردن هر کدومشون با عصبانیت توپ رو پرت می کردن توانا با یه ضربه محکم توپ رو داد به لیا و لیا با زدن تو باعث شد ببرن
دخترا : موفق شدیممم 🤛🤜
لیلا : یه کل زدیم انگار وی کار کردین مثلا
الیسا : هی هی کاری نکن همون گل بکنم تو چشت ها
زینب : نبابا از این حرفا هم بلدی چش آبی
توانا : دخترا من دیگه خودمو نمی تونم کنترل کنم
لیا : منم
لیلا : اینارو باش انگار بچه معده کودکی هستن معلوم نیس از کدوم خونه و خانواده وحشی اومدن اینجا
لیا : وحشی با کی بودی
نویسنده : اوه دخترا شروع کردن به دعوا کردن لیا یه جوری موهای لیلا رو کشید که فکر نمی کنم موهاش دیگه در بیاد توانا هم یه جوری ملین رو زد که فکر کنم بنده خدا سیاه کبود شد الیسا هم دست زینب رو گاز گرفت که براش ساعت بنفش ساخت😂
سرپ : عه هه پسرا بدویید الان همو می کشن
پسرا : ........
امیدوارم خوشتون اومده باشه عشقام نظراتتون رو حتما بهم بگین 🌈 🦋 🤍 ✨ 💋💖
سرپ : تنها نگرانی که نداشتم راجب همین موضوع بوده 😏
راند دوم :
دخترا شروع کردم به بازی کردن هر کدومشون با عصبانیت توپ رو پرت می کردن توانا با یه ضربه محکم توپ رو داد به لیا و لیا با زدن تو باعث شد ببرن
دخترا : موفق شدیممم 🤛🤜
لیلا : یه کل زدیم انگار وی کار کردین مثلا
الیسا : هی هی کاری نکن همون گل بکنم تو چشت ها
زینب : نبابا از این حرفا هم بلدی چش آبی
توانا : دخترا من دیگه خودمو نمی تونم کنترل کنم
لیا : منم
لیلا : اینارو باش انگار بچه معده کودکی هستن معلوم نیس از کدوم خونه و خانواده وحشی اومدن اینجا
لیا : وحشی با کی بودی
نویسنده : اوه دخترا شروع کردن به دعوا کردن لیا یه جوری موهای لیلا رو کشید که فکر نمی کنم موهاش دیگه در بیاد توانا هم یه جوری ملین رو زد که فکر کنم بنده خدا سیاه کبود شد الیسا هم دست زینب رو گاز گرفت که براش ساعت بنفش ساخت😂
سرپ : عه هه پسرا بدویید الان همو می کشن
پسرا : ........
امیدوارم خوشتون اومده باشه عشقام نظراتتون رو حتما بهم بگین 🌈 🦋 🤍 ✨ 💋💖
- ۱۶
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط